Friday, December 10, 2004

یک خاطره از رضا

اسم من رضا ست
يه وقت فكر نكنيد بي غيرتم ولي اين ماجرا واقعيت داره.هفته ي پيش بابام نبود رفته بود ماموريت ، من و خواهرم و مامانم رفتيم مهموني
مهموني يكي از دوستاي مامانم بود.وقتي رسيديم بعد از سلام و احوالپرسي مامانم و خواهرم رفتن تو يه اتاق تا لباساشونو عوض كنن وقتي اومدن بيرون مامانم يه جوراب سفيد نازك بلند پوشيده بود با يه دامن كوتاه سياه كه به اندازه ي يه وجب تا بالاي زانوش بود. يه پيراهن سفيد حرير هم پوشيده بود كه زيرش معلوم بود و كرست سفيد مامانم معلوم بود. خواهرم يه شلوار برمودايي تنگ پوشيده بود از اينا كه پاچش تا زير زانوش بود با يه تاپ و بدون كرست كه سر سينه هاش معلوم بود . در ضمن بگم كه خواهرم 20 و
مامانم 38 سالشه ولي خيلي جوون مونده. كم كم مهموني خيلي شلوغ شد. كلي پسر و دختر اومده بودن . مامانم با چند تا از اين پسرها حرف ميزد و ميخنديد. خواهرم با يه دختر و 2تا پسر ديگه تو اتاق ورق بازي ميكردن، وسط هاي مهموني بود كه ديدم خواهرم ميگه من ميرم بيرون. بدون اينكه لباساشو عوض كنه مانتوشو پوشيد و روسريشو انداخت رو سرش ، رفت. مانتوش هم از اين مانتو نازك ها هست كه پوشيده بود.اينو بگم كه اون فقط تو مهموني ها اين مانتو رو مي پوشيد. بعد از شام ديدم هنوز نيومده. گفتم برم ببينم كجاست رفتم ديدم يه صداي جيغ از بالا مياد. مشكوك شدم رفتم بالا. خونه ي دوست مامانم سه طبقه بودو یکی از طبقه هاش خالي بود.ديدم لاي در بازه. آروم درو باز كردم كه صدا نده رفتم تو
باور نمي كردم. ديدم 3 تاپسر هم زمان داشتن با خواهرم حال ميكردن.خواهرم نشسته بود روکیر يكي ، اون يكي هم كيرشو كرده بود تو كونش ، سومي هم داشت با ساك زدن خواهرم حال ميكرد.تا حالا نمي دونستم خواهرم اوپنه .ديدم اينجوري خيلي بده. اين پسرها هم هي حرفاي ركيك ميزدن منم ديگه داشتم ميتركيدم ولي نمي دونستم چيكار كنم. پسرها هي ميگفتن جرت ميدم. قربون سينه هاي اون مادري كه به تو شير داده.خواهرم هم مثل كسايي كه حشري شدن داشت ميگفت جووووووون منو بگا! سري اومدم پايين و به روم نياوردم. ديدم مامانم مسته مسته و چون نمي فهمه پاهاش باز شده و شورتش معلومه. يه شورت سفيد توري كه كسش از زير معلومه. ديگه موندن و جايز نديدم و اومدم بيرون. ساعت 11 شب بود برگشتم ديدم جفتشون مستن و دست مردا و پسرها هم بيكار نبود. همش لاي پاها و سينه هاي اونا بود. همينكه منو ديدن خودشونو جمع و جور كردن.شب كه اومدم خونه خواهرم به مامانم ميگفت مامان چقدر آب خوردي؟ من سه تا، مامانم گفت منم دو تا ، خوب شد رضا نفهميد. نيمه شب گذشته بود اومدم آب بخورم ديدم هر دو لخت تو بغل هم خوابيدن

20 Comments:

Anonymous Anonymous said...

har chand tekrari bood vali kheiliiiiii bahale jooonnn

6:51 AM  
Blogger s a e e d said...

سلام برو بچز
این داستانه واقعی بود
اخه یکی از این سه تا که خواهر رضا را گائیدن من بودم
خیلی چاکریم داش رضا
البته هنوز مامانشو نگائیدم آخه به آبجیش قول دادم فقط اونو بوکونم
قربونه مامانه رضا
بای

7:12 AM  
Anonymous Anonymous said...

akhe khar kose age gheirat saret mishod mirafti khodeto mikoshti nakone khodet kuni hasti

1:25 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام رضا اگه دوست داشتی منم تو گاییدن خواهر مادرت هستم az54@rocketmail.com

10:21 PM  
Blogger farbod said...

eyval manam to kardane khodet sharik bedon

10:39 AM  
Anonymous Anonymous said...

migam komak khasty ma inja darim somagh mimekim!!!!

2:26 PM  
Anonymous Gorge barandideh said...

بچها رضا کاملآ راست میگه وقتی این داستانو تعریف کرددیدم ای دله قافل رضا همون پسره بود که اول میهمانی من به اون مشروب تعارف کردم بعدشم سرش که داغ شددیدم غیبش زد منم از فرصت استفاده کردم رفتم چسبیدم لای پای مادرش اونم خوشش اومدرفتیم اطاق کناری منم حسابی کردمش ودست آخرباتعارف بچهابه طبقه بالا رفتم یک دورم جانانه خواهرشو گائیدم آخرشم کل آبمو تو دهنش ریختم . رضا جون ازمامانت بپرسی بگی بهزاد گرگه یادشه !

12:03 PM  
Anonymous kiram tu dahane dorogho said...

آخه بچه کونی کیرم تو کوس خواهر مادرت دروغ حناقه مگه کوسکش ان تیلیت حرام زاده !

12:07 PM  
Anonymous un yeki saeed said...

آقایون خواهش می کنم انقدر حرف بد نزنید به این پسر.....این پسر انقدر با غیرته که فورا مهمونی رو ترک کرده تا نبینه مامانشو میکنن
من خار مادرتو نگائیدم...از غیرتت ترسیدم... ولی دیدم سعید خارتو گائید...رفتم طبقه بالا بهش یه خبری بدم که دیدم خوهرات داره با سینه های توپولش برا سعید جلق میزنه

1:17 PM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:22 AM  
Blogger mohammad said...

This comment has been removed by the author.

1:34 PM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

2:35 PM  
Anonymous Anonymous said...

az hameye bache gheyratiaye aziz mikham in site ha ro tahrim konan.in mataleb bonyane khonevade ro az ham mipashone va baes mishe hata ba gheyrat tarinha va khonevade dosttarinha ham bad ye moddati negaheshon kami avaz beshe.albate az fohshaye hamaton be nevisandeye in mataleb mamnonam va manam sahim dar in fohsha be khar madareshon hastam...

5:29 AM  
Anonymous Anonymous said...

akhe pool enghadr arzesh dare vasatoon ke hazerin khahar madaretoono be fuck bedin???az hameye kasayike to postashoon fohsh dadan mamnoonam va be khodam eftekhar mikonam ke irani hastam va hamchin hamvatanaye ba shour va ba gheyrati daram

5:33 AM  
Anonymous pani said...

baw in koskesh khoube badesh miawd vase har storyam cmt mizarew...kosnane abji shargi mikhay tahrim koni aval az hame khode jaghit nayaw

8:11 PM  
Anonymous Anonymous said...

REZA JOON .. BA KHAHARET SALAM BERASON .. WA BAHESH BEGO .. HABIB ROZE JUMHA MIYAD NAZDED.

4:05 PM  
Anonymous Anonymous said...

GHRBOON ON KOOSE KHAHARET BESHAM .. KHODAM MIAM TA BAHESH AB BEDAM

4:08 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:29 AM

4:01 AM  
Anonymous Anonymous said...

vaghean vaghti adam in dastanaro mikhune be ayandeye roshane irane eslami omidvar mishe,zende bad javanane vatan,ridam be naslet pire marde kuni ba enghelabet

5:36 AM  
Anonymous Anonymous said...

hadafe nevisande in dastana ineke aksol amal adamaro bebine va vaghti mibine ke khanande comment asabani mizare ye ghadam khodesho jelo mibine dar residan be hadafesh.ma nemitonim kasio majbor konim ke masalan chera in dastano neveshti in rahie ke nevisande entekhab karde va hata tarafdaraye khodesham bishtar karde, shayad vaghan hamontor ke hamjensbaz has adamayiam vojod daran ke negaheshon be khanevadashon intore ke aghaye nevisande mige, ama betore kol physiologie zehn adamha tori tarahi shode ke tanha be azaye khanevadash mese madar va khahar ya khale va ame hich vakonesh tahrik amizi neshon nemide vagarna hich khahar ya madari pishe baradar ya pedaresh ehsas amniat nemikard, albate ensanhaye mariz ghodrate in tashkhiso az dast midan va physiologie zehn fargh beyne madar va ye zane gharibaro nemitone bede dar natije in dastanha be vojod mian, kasayi ke salem hasan hata agar raje be in mozoa bekhonan ya beshnavan farghi dar negaheshon be azaye khanevadashon nemizare, hata nefrate shakhso nesbat be in dastana ziad mikone chon ba tabiat va gharize ensan sazgar nis, pas az onhayi ke asabani mishan migam nashin,age bekhaym donyaye bedon jang dashte bashim bayad be ensanhaye marizam ehteram bezarim, onam khodeshon kam kam mifahman ke donyayi ke tosh zendegi mikonan baraye inke adama az sex lezat bebaran enghad zanhaye ziba vojod dare ke adam ehtiaj nadare be aziztarin kase zendegish yani madaresh intori negah kone pas biayid be in bimaran ham manand hamjensbaza, bimaran hiv va motadan be mavad mokhader ........ba cheshme bimari negah konim ke bayad moaleje beshe, age ma bekhaym kasio ke marize ba fosh va tahghir moaleje konim ke nemishe.va har rooz tedadeshon bishtar mishe.

1:39 PM  

Post a Comment

<< Home