Wednesday, December 29, 2004

ماجراهای داود ، قسمت سوم و آخر

تقريبا پائيز سال پيش بود كه گفتم بزنم بيرون چون خيلي دلم گرفته بود.ماشينو ورداشتم رفتم سمت خيابون. قصد اينو داشتم تا بلكه يه گوشتي خفت كنم شبو باهاش حال كنم.رسيدم ميدون ونك تقريبا ساعت 9.30 الي 10 بود ديدم چيزي گيرم نيومد گفتم كيرم تو اين شانس داشتم از همت ميرفتم خونه تا ديدم يه ماشينه پيله كرده به يه خانومي كنجكاو شدم وايسم ببينم چي ميشه. شايد اگه منم بودم سوار نميشدم چون تو ماشين 3تا مرد گردن كلفت بودن واقعا خايه ميخواد ساعت ده و نيم يازده سوار همچين ماشيني بشي اونم تو همت.بالاخره ماشينه دست از سره كسه ورداشت. گاز دادم رفتم سمت كسه ديدم بي معطلي و بي استخاره اومد تلپ نشست جلو.واي كه چه گوشتي بود . گقتم مسيرت كجاست؟ گفت هرجا كه شما بري گفتم يعني جائي نداري؟ گفت داداش اگه بكني وايسم اگه نه كه....صحبتشو قطع كردم گفتم پس چرا سوار اون ماشين نشدي ترسيدي سر به نيستت كنن؟ گفت اي كاش سر بنيستم كنن آدمو ميبرن تو يه جاي كيري 10نفري ميريزن سرت از عقبو جلو ميگانت دست آخر هم خايه نميكني بگي پولمو بدين.خلاصه اينقدر حرف زديم تا رسيديم دم خونمون خيلي حشر بودم ولي يه كمي ميترسيدم(از دختره)رفتيم خونه مانتوشو در آورد يه لباس آستين بلند مشكي پوشيده بود با يه شلوار لي سفيدسينه هاي بزرگ و خوش تيپ، فاق بلند و ماهيچه اي واي هنوز نكرده داشت آبم ميومد. گفت كاندوم داري؟ گفتم نه گفت خاك تو سرت من بدون كاندوم نيستم گفتم خوب بريم بخريم.گفت نه دارم ولي يه كم خرجت ميره بالا.گفتم فداي سرت.رفتيم تو اتاق خواب. ديگه كاسه صبرم لبريز شده بود. بقلش كردم .خوابوندمش رو تخت رفتم رو لباش واي چقدر يخ بود.يه كمي گاز گاز كردم و خوردمشون بعد دستامو آروم آروم بردم طرف سينه هاش نرم نرم مالوندمشون يواش يواش سرعت مالوندنم بيشتر شد .بلند شدم نشست رو پاهاش بلوز تنگشو در آوردم (مگه در ميومد) واي يه صحنه اي ديدم كه نگو سوتين سفيد با سينه هائي كه ميخواست سوتينو پاره كنه. با عجله سينه هاشو از رو همون سوتين مك زدم و ميمالوندم يواش يواش آه و اوهش داشت درميومدخوابوندمش شلوارشو به آرومي در آوردم واي كه چه رونهائي داشت برنزه و صاف بدون خط خوردگي. از نوك پاش عين تو فيلما ليس زدم تا رسيدم به شورتش . واي چه مزاحمه زدم كنار جووووووووووون يه كسه ترو تميز و مرتب بدون يه دونه مو ديوونه شدم ليسش زدم ديگه قرمز شده بود ديدم با شورت نميشه پاهاشو بردم بالا شورت سفيدو تنگشو از دست كس چاقش ازاد كردم هي ليس زدم.آي واي آخ....حس كردم زبونم خيس شد مثل اينكه ارگاسم شده بود.گفت حالا نوبت منه نشست روم بلوزمو در آورد شروع كرد به نوازش و آروم آروم مك زدن (اون موقع ها هيكل رو به راهي داشتم) رسيد به شلوارم زيپشو وا كرد شورتم نميذاشت كيرم بياد بيرون مجبور شد شلوارمو در بياره كير سفتمو كه از گرز رستمم سفت تر بود مك زد گفتم آي داره آبم مياد يه جوري ماهرانه كيرمو رام خودش كرد كه من كه خودم پسرم نفهميدم په جوري مانع شد تا آبم بياد. آروم كاندومو كشيد رو كيرم بعد نشست روم . سوتينشو در آوردم سينه هاشو كه هر كدوم مثل يه كدو بودن رو ميمالوندم واي كه چقدر ماهيچه اي بود.نوك سينه هاشو گاز گاز ميكردم و مي چلوندم كيرمو به طرف كسش راهنمائي كرد. كيرم رفت تو انگار كيره افتاده بود تو حوض نقاشي چقدر تنگ بود انگار نه انگار جنده بود. يه جوري جيغ مي كشيد كه صدا هنوز تو گوشمه هي ميرفت بالا هي ميرفت پایين چه منظره اي بود داشتم مي مردم ضربان قلبش به گوشم ميرسيد داغ كرده بود دستاش روي سينه هام بود هي اونا رو فشار ميداد منم سينه هاشو جوري فشار دادم كه دستم كاملا مشت شد صداي جيغ و ويغ اتاقو فرا گرفته بود.واي ديگه تو اتاق نبوديم انگار تو ابرایيم. کیرمو در آوردم گفتم آبم داره مياد. سريع خم شد كاندومو در آورد كيرمو كرد تو دهنش واااااااااااااااااااااي چه ساكي ميزد گفتم آبم آبم ديدم هنوز ول نميكنه واي آبم اومد ريخت تو دهنش من به جاي مونا حالم به هم خورد.چه با اشتها ميمكيد و بعدشم قورت داد. بعد اومد ازم لب بگيره كه ديگه من با اينكه تو حال بودم ولي دلم نيومد ازش لب بگيرم چندشم مي شد به زور لبامو گرفتو گاز گاز كرد. ديگه بي حال شده بوديم با همون حالت خوابيديم رو هم تا خود صبح . صبح ساعت 11 از خواب بيدار شديم اصلا چيزي درباره پول نگفت گفتم دمت گرم خيلي باحالي چقدر بدم راضي ميشي؟ گفت هيچي اينقدري كه ديشب بهم حال داد تا الان بهم حال نداده بود همون كه منو ارضا كردي بسمه به زور 30تومن بهش دادم (با خواهش و التماس). شمارشو گرفتمو رفت بعد چند ماه انقدر وابسته شدم بهش كه گفتم كس خوار غيرت زنگ زدم بهش ازش تقاضاي ازدواج كردم و الان 2 سال از اون ماجرا ميگذره و منو مونا 1 پسر كاكل زري داريم

11 Comments:

Blogger $aMaREh(($aMzY)) said...

This comment has been removed by the author.

9:16 AM  
Anonymous Anonymous said...

khak bar saret,ke ba ye jende ezdvj kardi,koon kesh..........

4:28 AM  
Anonymous shahab said...

damet garm khili bahali :))
hal kaqrdam:))
ba jende arosi kardi :D khare koskholo gaidi :))
khili bahal bodhal dadi
damet garm :D

1:38 AM  
Anonymous Anonymous said...

mahdi hastam
salam age in dastanhaye shoma ye saranjami dashte bashe behtare har ki bashe ham khaharesho mikone ham mamanesho shoma bashid nemikonid?dar zenm dastanhaee az lez ham bezarid hamin tor az pedar va dokhtar mamnon misham

3:32 PM  
Anonymous Anonymous said...

MARYAM
salam man maryaam hastam shoma aslan az id dastani nemizarid age bezar mamno misham

3:34 PM  
Anonymous Anonymous said...

ajab kharaei hastid shomaha ke bavar kardid/ akhe koskhola avalesh goft paeize sale pish bud akgaresh goft ke 2sal az in majara migzare / kosmokha

1:29 AM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:20 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:56 AM  
Anonymous Anonymous said...

shomareh ye jende bezarin

2:35 PM  
Anonymous Anonymous said...

آخه راست میگه بچه کس کش اگه میخای خالی ببندی یه دور ازروش بخون!

9:53 AM  
Anonymous Anonymous said...

آخه راست میگه بچه کس کش اگه میخای خالی ببندی یه دور ازروش بخون!

9:53 AM  

Post a Comment

<< Home