Saturday, January 01, 2005

پنج نفری کنار استخر


روز جمعه بود. هوا گرم و آفتابی. من و افشين رفته بوديم خونه مريم که شانزده سالش بود و خواهرش سيزده سال و دختر خالشم همسن مریم بود. همه فقط با شورت کنار استخر بوديم. فقط شيلا خواهر مريم با مايو دو تيکه بود. مريم شروع کرد با مرجان ور رفتن. مريم از پای مرجان شروع کرد حسابی ميليسيدش بعد اومد سمت سينه های مرجان و شروع کرد به بوسيدن اونها. همينطور گردن و سينه هاش رو ميليسيد و مي بوسيد که افشين هم رفت کمک مريم و با همديگه مشغول ليسيدن و بوسيدن مرجان شدن. شيلا هم اومد نشست تو بغل من و من هم از پشت مي بوسيدمش و بالا تنه ی شيلا رو در آوردم. هنوز سينه زيادی در نياورده بود. بعد دستمو بردم تو مايوش و شروع کردم با چوچوله اون بازی کردن . کس شيلا تازه يه خورده مو در آورده بود و با يه دستم هم با موهای کسش بازی ميکردم. اون طرف مرجان و مريم شصت و نه خوابيده بودن و حسابی کس همديگرو ميليسيدن. افشين هم داشت از تماشا لذت ميبرد . بعد شورت شيلا رو در آوردم و با هم رفتيم سراغ دخترا. مرجان رو بلندش کردم و ازش خواستم کس شيلا رو ليس بزنه. منم يه لب از مريم گرفتم و رفتم رو کس مريم. چوچوله خوشمزه ای داشت. صدای آه شيلا در اومده بود . مريم گفت بلايی سر خواهرم نياريد. گفتم اشکال نداره تجربه اش زياد ميشه و باز کسش رو ليسيدم. داشت خيلی کيف ميکرد. بلندش کردم بردمش پيش دوتا دخترا . شيلا رو بلندش کردم و انداختمش رو خواهرش و دوتايی کس همديگرو شروع کردن به ليسيدن. منم شورتم رو در آوردم و آروم کیرمو گذاشتم رو سوراخ کون شيلا. يه خورده ور رفتم و خيلی آروم کردم تو کون شيلا و شروع کردم به کردن شيلا. سوراخ تنگی داشت و حسابی حال ميداد. افشين هم از اونطرف اومد سراغ مريم واز کس، مريم رو شروع کرد به کردن. مرجان هم رفت يه شيرجه زد تو آب و برگشت سراغ من. همونطور که داشتم شيلا رو ميکردم کيرمو از تو کونش درآوردم و کردم تو دهن مريم . مرجان که اومد خوابوندمش رو زمين و پاهاش رو دادم هوا. کيرم رو گذاشتم دم سوراخ کونش و آهسته کردم توش. شيلا اومد و همونطور که داشتم مرجانو ميکردم يه لب ازم گرفت و رفت سراغ سينه های مرجان. افشين هم اونطرف خوابيده بود و مريم رو کيرش بالا پايين ميرفت و زود هم اعلام کرد که آبش داره مياد و مريم هم زود بلند شد و دهنش رو گرفت طرف کير افشين و آبش پاشيد تو صورت و دهن مريم. شيلا هم رفت سراغ مريم به ليسيدن آب افشين که رو صورت مريم پاشيده بود. من هنوز داشتم مرجانو از کون ميکردم و تازه گرم شده بودم. شيلا رو صدا کردم که بياد پيشم. شيلا رو هم به سبک مرجان خوابوندم واز تو کون مرجان در آوردم و دوباره کردم تو کون شيلا. شيلا ديگه حسابی به اوج رسيده بود و حسابی کيف ميکرد. مريم افتاده بود رو مرجان و دوباره با هم ور ميرفتن. ديگه موقعش رسيده بود و از کون شيلا در آوردم و رسوندمش به صورت شيلا و با فشار آبم رو ريختم تو صورتش . تمام صورتش پر شده بود از آب کيرم . شيلا بی حرکت رو زمين افتاده بود. مرجان يه نگاهی به شيلا انداخت و يه لبخندی به من زد. با مريم اومدن سراغ شيلا و صورت شيلا رو که حسابی خيس شده بود ليسيدن. مريم مشغول ليسيدن تن و بدن خواهرش بود که از حال رفته بود. بلندش کردم و کيرم رو گذاشتم تو دهنش. زبونش خيلی حرفه ای روي کيرم ميلغزيد بطوري که بلافاصله کيرم بلند شد. همينکه ازش مطمئن شد که حسابی راست شده خودش رو انداخت رو من. کيرم رو کرد تو کسش. حسابی احساس گرما کردم. ديدم افشين هم اومد طرف ما و همونطور که کيرم تو کس مريم بود کيرش رو گذاشت رو سوراخ کون مريم و آهسته فشارش داد تو و يک آهی از نهاد مريم بلند شد. مريم خودش رو ديگه شل کرده بود و از هر دو طرف حسابی لذت ميبرد. حدوده ده دقيقه همينطور مريم رو کرديم. مريم از حال رفته بود و رو من افتاده بود. موقعش که رسيد من و افشين در آورديم و رفتيم سراغ شيلا که بی حال رو زمين خوابيده بود و مرجان داشت کس تازه مو درآورده اش رو نوازش ميکرد. هردو آبمون رو ريختيم رو صورت و بدن شيلا. افشين رفت تو استخر. مرجان کماکان با آبهای روی بدن شيلا که از حال رفته بود بازی ميکرد . منهم مريم رو بغل کرده بودم و حسابی همديگرو مي بوسيديم. بهم قول داد که دفعه ديگه باهام کاری بکنه که من با شيلا کردم و منو حسابی از حال ببره

20 Comments:

Blogger s a e e d said...

سلام بز مجه
داستان می نویسی یا کوس شعر
ملتو گیر اوردی؟
...اول بگو چطوری اونا رو تور زدی بعد
خواهر کسده؟خواهر تو هم به این راحتی پا میده؟
ادرس بده بیایم بکنیم
داستان گاییدنمون را هم اولین فرصت می فر ستیم
قربون مامانت
بای

6:41 AM  
Anonymous morteza said...

همه رو نوشتی ولی ننوشتی چه موقع از خواب بیدار شدی کس مادر ادم دروغگو در ضمن من هم همچین خاطره ای رو با مادر و خواهر و خالت و عمت دارم فقط فرقش اینجا بود که من هرچهارتاشونو گاییدم کس بیبیت

5:06 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام
کس خواهرت!
مادر ت رو یه هفته به ما غرض بده!!!!
تا همه ی بچه های شهرکرد خودت و مامانت و همتون رو بکنن!!!

5:45 AM  
Anonymous Anonymous said...

09139854468
این تله منه
فرزاد
از شهرکرد آمادهی
گاییدن همهی بچه های اوبی

5:47 AM  
Anonymous Anonymous said...

میبینی بد بختی ی مارو نمیدونم چه کون نشسته ای به خاطر کف دستیش شماره مارو جنده کرده!!!!
عجب. ولی نر مورد این داستان باید بگم میشه خودت و خواهرت و مامانت رو به ما قرض بدی یه حالی بکنیم!!!؟؟؟؟؟
اقا به این شماره زنگ نزن 1 کیر که خودم باشم بر میدارم نمدونم کدوم رفیق جاکشی شماره ی منو جنده کرده

!!!
در ضمن اصفهان کجا بود.... شهرکرد عشقست!!! جواب اون کف کسایی که هی زنگ میزنن .... =((
خوشتون باشه

12:50 PM  
Anonymous Arash said...

boro koneto bede kuniye jalgi man khodam hamaro film mikonam engad film porno didi jalg zadi dari khodeto mizari jaye shakhsiyataye un lashi

11:29 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام کسکش
فدای لمبرای کون مادرت.
آدرس بده بیایم باهم خار مادرتو سرویس کنیم.

آخه کونی خاهر به این کسی داشتی و به ما نگفتی.

آدرستو برام ای میل کن بیام خاندانتو سگی بکنم.

در ضمن دسدتم واسه داستانا درد نکنه

2:31 PM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:20 AM  
Anonymous Anonymous said...

09357176387

2:12 PM  
Anonymous Anonymous said...

09357176387

2:13 PM  
Anonymous Anonymous said...

09357176387

2:13 PM  
Anonymous Anonymous said...

be khoda ghasam ke shomaha bimarin
vaghean age goftane in harfa takhliyatoun mikone ke khob.
ama akhe kou soudetoun?
vaghean joz in harfaye rakik che khassiyati darin bikhassiyataye bimar...
khoda bebakhshadetoun

3:47 AM  
Blogger maazyar said...

mamnon azizam bad nabood

1:43 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:54 AM  
Anonymous Anonymous said...

آخه کس مغز یه چیزی بنویس که خود کودنت اگه شنیدی باورت بشه شاشو !!!

11:02 PM  
Anonymous Anonymous said...

اخه كوني اين چه داستان انيه كه نوشتي؟خاك بر سرت كنن.لاشي ننه قحبه ملتو گير اوردي؟بجاي اينكه اين كس و شعرا رو بنويسي بيا ننتو از زير من جمعش كن.ديوث كس كش.

1:11 PM  
Anonymous Anonymous said...

hamatoon koskhole hashari hastin ke myayn dastan mikhoonin

6:56 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam,man yak Afghan hastam,da Afghanistan kos paida namisha,mesha ke khahar,ama,dokhtar ama,khala,dokhtar khala wa madarat raa biari taa maa ghariba ham begayeem,shoma Irani ha kuja ghairat darid,khahar wa namosetan ra pish shoma megayin wa shoma aanra qesa mekonid,shoma ghairat nadarid ke ein cheeshaara post mekonid

7:43 AM  
Anonymous Anonymous said...

یه بیوه برای سکس می خوام 09381322002

1:49 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام دنبال یه خانم سکسی و سن بالا هستم09010593772

4:40 AM  

Post a Comment

<< Home