Sunday, January 09, 2005

نزدیکی من و مامان

اون دبيرستانی که من می رفتم نميذاشتن شلوار لی بپوشيم. می گفتن قرتی بازی و از اين مسخره بازيها. منم برای اينکه اون روز به خاطر اين قانون مسخره اعصابم خورد شده بود لجبازی کردم و يه شلوار لی تنگ پوشيدم. چون گوشم هم سوراخ بود يه بارم دوست دخترمو جای پسر برده بودم مدرسه خيلی حواسشون به من بود. ولی خب پول سنگ رو آب ميکنه چه برسه به اونارو برای همين اخراج نشده بودم. ولی اون روز چون روز بازديد از مدرسه بود برای همين هر کاری کردم نشد برم تو مدرسه. منو دک کردن و مجبور شدم برم خونه. منم ماشينو روشن کردم با صدای بلند موزيک و شايد ۵ دقيقه طول نکشيد که رسيدم خونه. ضبط رو خاموش کردم و آروم درحياط رو باز کردم . درو بستم و ديدم ماشين مامانم تو حياطه. منم برای اينکه دوباره مامان قرنزنه بدون سروصدا استخرو دور زدم. از پله ها آروم رفتم بالا. از پنجره اتاقم که معمولا دوست دخترامو مياوردم تو وارد اتاق شدم. مونده بودم که اگه مامان بياد من چی بگم. تو همين فکر بودم که چه جوری يه نقشه بکشم که خيلی سه نشه و اين چيزا بودم که تلفن خونه از پايين زنگ زد. منم جيکم در نيومد. یک دو سه چهار ...ای بابا! چرا پس کسی گوشيو ور نميداره...اااه...شايد کسی کاری داره. خلاصه اينقدر زنگ زد که قطع شد. يه هو به اين فکر افتادم که پس مامان کو؟. اون که خونه باشه مثل اين خوره ها تلفن رو زنگ اول رو هوا می زنه. چی شده اينبار جواب نميده!!!.گفتم خب حتما دستش بنده(چه بنديم بود! ...)..تقريبا ده دقيقه گذشت. منم هنوز همونطوری رو تختم دراز کشيده بودم و شلوارمو نصفه نيمه کشيده بودم پايين. و نقشه می کشيدم که پارتی فلانيو هفته ديگه چيکار کنيم. و از اين فکرا که دوباره تلفن زنگ زد. اينبار مطمئن شدم حتما کسی کار واجبی داره. سه چهار تا زنگ زد. بخوام برم پايين که گوشيو ور دارم مامان منو مي بينه. ولی ديگه بی خيال شدم و رفتم...خالم بود... يه خالی بستم که چرا خونم و يه خبر معمولی بود که داد و بای بای کرديم. گوشيو که گذاشتم عجيب کنجکاو شدم پس مامان کجاست. که اصلا انگار نه انگار من اينجام و تلفن زنگ ميزنه. خيلی آروم رفتم طبقه بالا. آروم آروم از پله ها بالا می رفتم. گوشوارمو درآوردم گذاشتم تو جيبم. فقط با دست چپم شلوارمو گرفتم که دگمه و زيپش باز بود نيفته. خيلی آروم به اتاق مامان نزديک شدم. ديدم لای در تقريبا ۲-۳ سانتش بازه. منم خواستم مامانو از همونجا صدا کنم که نميدونم چی شد تصميم گرفتم ار لای در نگاه کنم. يواشکی که چيکار ميکنه. تو نگاه اول چيزی معلوم نبود. منم تا ميشد سرمو اينور و اونور چرخوندم ولی هيچی نتونستم ببينم. آروم لای درو باز کردم. بيشتر باز کردم. يه ذره بيشتر. ديگه کاملا در باز شده بود. يهو شاخ درآوردم. ديدم مامان رو تخت دمرو خوابيده. يه دستشو گذاشته بود زير بالش و يه دستش رو طوری که من نميتونستم ببينم از جلوش کرده بود لای پاش و با خودش ور می رفت. پاهاش کاملا باز بود و فقط يه شورت سفيد پوشيده بود. که اونم نصفه نيمه تا روی روناش پایین کشيده شده بود. قد مامان ۱۷۰ و چون مربی رقص بود و يه کلاس رقص قاچاقی داشت. هيکلش مثل يه دختر۲۰ ساله مونده بود. يه دونه مو نبود هيچ جاش. چون که پاهاشو بازم کرده بود دولا شدم و از لای پاش تونستم خيلی چيزا ببينم. ترسيدم اگه اونجوری کوچيکترين صدايی از من در بياد خيلی سه ميشه. مونده بودم چيکار کنم. تصميم گرفتم که آروم يه قدم بزرگ ور دارم که تقريبا از اتاق اومده باشم بيرون. و از اونجا يه صداي بلند در بيارم که مثلا من دارم ميام. از يه طرفم می ترسيدم که فقط کوچيکترين حرکت من اونو از اون حالش بياره بيرون و منو ببينه. که دارم از پشت از فاصله ۴-۵ متری نگاش ميکنم. نه راه پس داشتم نه راه پيش. آخ و اوخش کم کم داشت بيشترميشد. پاهاشو هی بازو بسته ميکرد. باسنشو هی بالا پايين مياورد و با خودش حرف ميزد. من از يه طرف خيلی حشری شده بودم که يه زن لخت جلوی چشمام داره خودشو ارضا ميکنه. هم اينکه ميترسيدم که مبادا جيکم در بياد.تصميم گرفتم که برم از اتاق بيرون. داشتم اين ور و اونورو نگاه ميکردم که بلند ترين قدمو چجوری ور دارم که راحتتر و بی سروصداتر از اتاق برم بيرون. که مامان همون جور که خودشو تکون تکون می داد. و کم کم آخ و اوخش به داد و فرياد زنانه داشت تبديل می شد يهو برگشت و منم جلو چشماش ديد. من باورم نميشد. آب دهنم خشک شده بود. موندم بايد چه عکس العملی نشون بدم. يهو مامان منو که ديد خيلی معمولی گفت:چرا نگفتی اينجايی؟. منم اصلا جرات نداشتم حرف بزنم. خودش فهميد که من چقدر ترسیدم. همونجوری که يه دستش لای پاش بود ملافه رو نصفه کشيد رو خودش و گفت بيا. چرا اونجا وايسادی؟ به شلوارم نگاه ميکرد. و چون دگمه هاش از قبل باز بود خيلی راحت تونست ببينه که من چقدر خوشم اومده از چيزايی که ديدم. گفت بيا ببينم چرا شلوارت بازه! بيا من برات ببندمش. رفتم جلوتر و دولا شدم که راحت تر اينکارو بکنه. ولی بجای اينکه شلوارمو ببنده دستشو کرد تو و شروع کرد با مال من بازی کردن. گفت:چشماتو ببند مامان ببينه چی به چيه و منم کشوند رو تخت. من که يه کم آروم شده بودم ولی اصلا باورم نميشد چی داره ميگذره شروع کردم خودمو تکون دادن کنارش. دستمو گذاشت رو سينه هاش که نوکش اومده بود بيرون. اون يکی دستمم گذاشت لای پاش و چشمامو بست من موندم و يه بدن لخت لخت. با هم ور رفتيم تا منو بزور کشوند رو خودش. اول مال منو گرفت تو دستش و با دست خودش مال خودشو باز کرد. و شروع کرد بازی بازی کردن و مالوندن مال من به مال خودش. دو سه دقيقه که گذشت ديگه خيس خيس شده بوديم دوتامون. خودش با دست مال منو هدايت کرد جايی که بايد ميرفت. تقريبا بيست دقيقه ای که اين کار کلا طول کشيد. و مال من اون تو بود چند مدل امتحان کرديم که من از مدل سگيش خيلی خوشم اومد. چون بدنشو که زيردستام مي ديدم احساس قدرت می کردم و سکس بهم بيشتر کيف می داد. از آخ و اوخ من فهميد که داره مياد. و خودش سريع اومد زير من و مال منو کامل کرد تو دهنش و هی مک ميزد. من از حال رفتم و افتادم کنارش. بعد از تقريبا يک دقيقه که چشمامو باز کردم ديدم که داره هنوز با خودش ور ميره. به من نگاه کرد و آروم با چشمای نيمه بازش و با اون بدن لختش که سعی می کرد به من بمالونه. زبونشو از دهنش بيرون آورد و دوره لبش چرخوند و به من خنديد. گفت:از اين به بعد بازم خواستی زيپ شلوارتو ببندی به مامان بگو. منم خودمو چسبوندم بهش و دستامو گذاشتم لای پاش که خودش هر کاری می خواد باش بکنه. و خوابيدم

18 Comments:

Blogger s a e e d said...

سلام
حال شما چطوره؟
از سایت جالب شما لذت میبرم
ولی پیشنهاد کلی من اینه که به نحوه تور کردن بیشتر پرداخته بشه
یک جورایی اموزشی(اییییینه
بهتر نیست؟
به نویسندها این پیشنهاد را من میکنم
قربونه مامانتون

6:01 AM  
Anonymous Anonymous said...

This comment has been removed by a blog administrator.

2:51 PM  
Anonymous Anonymous said...

Dokhtaraye ahle hal yadeton nare: 09364117055

6:37 PM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:18 AM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

2:33 PM  
Blogger H/kh/soutedel said...

Salam damet vaghean gharm srapa moshtariye yeki az in mamana hastam ta farshe ghadamasho do ta chesham konam aghe bod mennat bezare be in adres email befreste
hosainkhoshbakht@yahoo.Com

10:19 AM  
Blogger H/kh/soutedel said...

Salam aghe khanomy hodode 35ta40sal alaghemand be sighe shodan bashe man ba 33sal sen ,tarashkar,178cmghad talebe vey hastam behem email befreste va dar morede sit bayad begham az vaghty ba site shoma ashna shodam ba hameye sitha bighane shodam
hosainkhoshbakht@yahoo.Com

10:30 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:49 AM  
Anonymous DoroGh Go Haye Nashi !:) said...

chetoori ?
che khabar ?
be mamanet bego ye ki ye sharjer dige gir avorde ke pishe man ne miad are
ey baba
khob bache ki roo didi ke mamanesh o bokone ?
too goh mikhori mamanet oo mikoni
bebin miam oon ja ham khodet oo ham mamanet oo khoshk khoshk mikonam
pole hamom e jofteton oo ne midam ha !
oskol ha
goh mikhorin ke baham sex mikonin oo man oo too kaf mizarin
be mamanet bego sari ba man tamas begire
ok ?
badesham dige mamanet oo sharj nakon khodam mikham sharjesh konam
fahmidi ?
bache koni mamanet class raghse ghachaghi nadashte miomade pishe man khodesh oo misakhte
haha
:P
yadet nare behesh begi ha ba man tamas begire
Disavowed_kind@Yahoo.Com

5:09 PM  
Blogger korosh said...

تو به کس مامانت خندی بچه کونی لاشی قول میدم مامانت از اون جنده های لاشی ده تومنی باشه عوضی چاخانی بکن که به کس مامان جنده ات کسی نخنده

6:35 PM  
Blogger korosh said...

تو به کس مامانت خندیدی مادر به خطا قول میدم مامانت از اون لاشی های ده تومانی باشه اون روز هم کارگر افغانی پیدا نکرده بود تا ده تومان بهش بدن با دودولت بازی کرده حداقل چاخانی بنویس یکی باور کنه هر کس بخونه میفهمه چقدر کیری نوشتی من که حالم بهم خورد از خودت و ماشینت و استخر و بالاخره اونجای مامانت

6:40 PM  
Anonymous Anonymous said...

man mamane toro mishnasam jendeye 2re meydoon khorasune,akhe koskesh 1chizi benvis ke vaghti 4ta koskhol mikhoonan la aghal betunan bavaresh konan.!!!

5:13 AM  
Anonymous Anonymous said...

age mishe ye joraiee begin chejori mokh zad nazdik shod va ghazie ro goft. albate man mamane dostamo migam 12 sal az bala az panjereye hamom ye joraiee nigash kardam alan kheyli vaghte ba shoharesh sex nadare ba pesaresham az bachegi bozorg shodim az khodashe mokhe mamanesho bezanam bokonamesh ke onam yavashaki did bezane vali mondim. esmesh parichehre moalleme baz neshaste shode vali bazam sare kar mire hazeram har chi bekhad bedam ya age ye khanoome ja oftade hazere in karo bokone dastmozde khobi migire.fagat ok beshe lazemam nist mano bebine ye joraiee ham dosesh daram be har hall age kasi hast mennat gozashte motmaenam bashe kare sakhti nist vali dastmozdesh khobe mayasham fagat telefone kholase dallalie khobie. hamishe hashari bashido roye kar savar.dar zemn dar sorate ok shodan kolli axo film va dastan ke che arz konam gozareshate vagheiee taghdime in site mishe ke kholase miterekone chon inaiee ke alan chap mishetakhayollate zehne ye seri bacheast ke moghe neveshtan ham ehsasi mishan ham hashari vaseye nemone migam to sexe vagheiee ba maman kame kam 7ya 8 mah sex fagat to hamom va otagh khabe tarik anjam mishe ta do taraf ye joraiee be ham aadat konan alaki ke nist ya masalan az ham avvalesh ziad lab nemigiran ke face to face nashan ya sexeshon bi sedast fagat sedaye nafasashon miado ye chizaiee age yavash be ham began vali in dastanaye shoma aslan be vagheyyat nemikhore fagat vase rast kardan khobe mesle VIAGRA shad bashid.

6:33 PM  
Anonymous no name said...

کس کش چرا این قدر تابلو دروغ میگی؟
اگرم تو این داستان رو ننوشوتی یکی کس خل تر از خودت نوشته و تو گذاشتی تو وبلاگت
آخه کس کش تو که سر همین داستان 10بار جلق زدی سادیسم داری که اینو بذاری تو وبت که 10تا کس خل تر از تو خرف مت تو رو باور کنن و خود ارضائی کنن
جاکش کسه ننه
اممممممممممه ننه

8:36 AM  
Anonymous Anonymous said...

+ buy generic cialis online
+ [url=http://buycialisonlinetoday.com/#hwww.blogger.com] buy cialis no prescription
[/url] http://buycialisonlinetoday.com/#89227 + buy cialis no prescription

3:15 PM  
Anonymous Anonymous said...

dostan man MAN nazaramo megham na ba kasi tohin mekonam na chiz degh
RAST BASHE YA NA
MOHEME NIST
MOHEM INE KE MA CHE BARDAST BOKONIM
PAS BEHTREH NEMEKHAYIN NAKONIM
AG EMEKHONAM BA HAM TOHIN NAKONIM HAMIN

10:37 PM  
Anonymous Anonymous said...

man ke aslan 100% ashege sex ba maman jooon hastam o makhsosan in ke mamehasho sak bezanam o shire porcharbesho bokhoram o makhsosanam in ke mamehash gonde bashe.fagat nemidonam ke chejor bayad mokhesho zad.age mishe matlabi ham bezarid dar morede in ke chejor mishe mokhe maman ro zad.ok?

7:54 PM  
Anonymous Anonymous said...

من مسعود هستم کیرم 22الی25سانته دنبال یه پسر خانم دختر پیرزن میگردم از تبریز taghipoormasood@yahoo.com

9:49 AM  

Post a Comment

<< Home