Sunday, January 23, 2005

خاله جون


با عرض سلام خدمت يكايك دوستان
اگر بخواهم كه كل ماجرا را برايتان تعريف كنم شاهنامه فردوسي مي شود. داستان را از آنجايي شروع مي كنم كه يك روز من طبق معمول در زير زمين خانه مشغول كار كردن با كامپيوترم بودم. واونروز چون من بيشتر با كامپيوتر كار كرده بودم هوس كردم كه يك فيلم سوپر از هارد كامپيوترم تماشا كنم. در اونروز بر حسب اتفاق من تنها بودم. زنگ خانه ناگهان به صدا درآمد. رفتم كه در را باز كنم توي دل خودم مي گفتم خدايا چي مي شد كه يك زن مسني باشه و من باهاش سكس داشته باشم و چوچوله و کون تميزشو بخورم. در را كه باز كردم ناگهان ديدم خاله روح انگيز هستش خيلي ناراحت شدم. بالاخره بعد از پذيرايي از خاله روح انگيز از من خواست كه بروم و با كامپيوتر كار كنم. من گفتم خاله آخه تو تنها مي موني. خاله گفت باشه پسر خوشگلم. تو پاشو از درس و كامپيوترت نمون. بالاخره من قبول كردم و رفتم پايين و با خودم مي گفتم لعنت به اين شانس كه زن خوشگل خاله از آب دراومد. در زير زمين باز بود و من داشتم با خيال راحت فيلم سوپر را تماشا مي كردم. نگو خاله روح انگيز من پشت در وايستاده و منو تماشا مي كنه كه كيرمو درآورده بودم و يواش يواش مي ماليدم. يهو سر من داد كشيد: شاهين خجالت نمي كشي كه دودولتو در آوردي و دست بهش مي زني؟ به اين چیزا هم كه نگاه مي كني؟. من كه بدجوري ترسيده بودم يهو كامپيوتر را ريستار كردم و با مصيبت كيرمو كه شق شده بود زير شلوارم گذاشتم. خاله كه خيلي عصباني شده بود و مي خواست با سيلي منو بزنه با صداي بلند گفت: بذار مامانت بياد. پدرتو در ميارم. ضمنا داخل پرانتز چيزي بگم كه من موقعي كه بچه بودم حدودا 6 يا 7 سال داشتم خاله من كه پسر نداره از مادرم خواهش مي كرد و بعضي موقع ها منو با خودش به حموم مي برد. توي حموم منو لخت مي كرد و خودش شورتشو در نمياورد. توي حموم مي گفت پسر خوشگلم جيش داري؟ من هم خجالت مي كشيدم و مي گفتم نه. ولي خودش هميشه منو بغل مي گرفت و مي گفت پسر خوشگلم به پايين نگاه نكن من جيش بكنم و سپس كس سياهش در مي آورد و جیش مي كرد. بالاخره يك روز توي حموم به كيرم دست زد و گفت اين چيه پسر خوشگلم؟. من هم خندم گرفت و گفتم بده. خالم كسشو دراورد و به من گفت پسر خوشگلم اين چيه؟. من هم خندم گرفت. گفتم هيچي. خالم از كير من بوسيد و گفت تو چه پسر خوشگلي هستي. و شروع كرد به ور رفتن با كيرم. تا اينكه نوبت من شد كسشو نزديك من آورد و گفت دست بزن ببين چه نرمه. من هم كه از كس سياهش چندشم مي اومد. گفتم نه من دست نمي زنم. خالم به من گفت پسر بدي شدی ها. به حرف گوش نمي كني. گفت و بعدش دستشو برد به خايه هام و كيرمو ليس زد وگفت چقدر اينجات خوشمزه ست و شورتشو دراورد. من هم بذارين راستشو بگم از كسش بدم اومد ولي از كونش خيلي خوشم اومد و نتونستم خودمو كنترل كنم و كون قشنگشو بغل كردم و انگشتمو داخل سوراخ کونش كردم. بالاخره همين جور ما باهم توي دوران بچگي باهم سكس داشتيم تا اينكه من بزرگ شدم و خالم از اين كارش دست كشيد. توي همين حال كه داد و بيداد ميكرد من اين جريان را بهش گوشزد كردم. ضمنا خدمتتان عرض كنم كه این خاله من پسر نداره ولي دختر 4 تا داره كه همشون شوهر كرده اند و شوهرش هم فوت كرده و تنها زندگي ميكنه. خالم يك لحظه سكوت كرد و بعدش به من گفت كه من چيزي به كسي نميگم خواهش مي كنم تو هم چيزي به كسي نگو. من هم قبول كردم و گفتم خاله مي خوام يه چيزي بگم ولي روم نميشه. خالم گفت چيه بگو خجالت نكش. گفتم خاله راستشو بخاي من خيلي دوست دارم كه يه زن لختو ببينم ولي همچين زني سراغ ندارم. خالم خنده اي كرد و گفت ميخاي مال منو ببيني؟. من كه بد جوري دست و پام مي لرزيد بهش گفتم آره. خالم گفت آخه اگه مامانت بياد و مارو ببينه چي؟. من گفتم خاله اونش با من به اين زوديها نميان. خالم گفت مثل زمان بچگيت اون جاتو دربيار. من خجالت كشيدم و گفتم خاله اول تو اونجاتو دربيار. خالم گفت بيا همديگرو بغل كنيم. منو بغل كرد و با صداي اوف اوفي به من گفت تو پسر من مي شي؟. من هم كه در همين حال خيلي خوشم اومده بود بهش گفتم آره. تو زنه خوشگل من هستي. يه خورده همديگرو بوسيديم و من لبهاشو مي خوردم و بعد زبونشو خوردم زبونش اينقدر خوشمزه بود. بالاخره كيرم شق شد و يواشكي كيرمو به كسش ماليدم. خيلي دوست داشتم كه هم كس و هم کونشو بخورم. يه خورده كه كير و كس را به هم ماليديم به خالم گفتم روح انگيز جون دوست دارم کونتو بخورم. من كه چشمهامو بسته بودم با خواهش من موافقت كرد و از من خواهش كرد كه ولش كنم. من هم ولش كردم و اون هم بلافاصله دامنشو كشيد پايين و من هم از شدت ذوق چشمهامو بستم. شورتشو كشيد پايين و باسنشو را از هم جدا كرد. بينيم رو كه بردم نزديكتر يه لحظه از بوي مدفوعش خيلي خوشم اومد و بهش گفتم روح انگيز چه بوي خوبي از اينجات مياد. خنده اي كرد و گفت زنهاي خوشگل بوي کونشونم خوبه. بالاخره يه خرده كونشو بو كردم خالم داد زد و گفت بعدا بو مي كني حالا کونمو بخور. کونشو كه خوردم خيلي خوشمزه بود. يواش يواش دادش به هوا مي رفت. كونشو ليس زدم تا اينكه به لاي پاش نزديك شدم. بوي كسش منو ديوونه كرد. رفتم جلو و شروع كردم به خوردن كسش. اولش موهاي سياه كسشو ليس زدم بعدا لبهاشو كه كنار زدم يه چوچوله قشنگي منو به خودش جلب كرد. چه چوچوله قشنگي. بزرگ و قرمز. چوچولشو كه مكيدم خالم اوف اوفش بلند بلندتر شد. من كه از خوردن كسش كارم تموم شد روح انگيز شروع كرد به خوردن كير من. كيرمو كه خورد بعدش خالم از من خواهش كرد كه آلتمو توي کونش بكنم. من هم كه براي كسش بي تاب شده بودم گفتم:روح انگيز اگه ممكنه اول كستو بكنم. خالم گفت اگه قول بدي كه بعد از اينكه كسمو كردي از عقب هم بكني مشكلي نداره. من هم قبول كردم. ابتدا كسشو كردم. آخ چه كس سياه و نرم و گرمي. من در عرض يك دقيقه و بيست و پنج ثانيه آبمو ريختم و بعد كيرمو كه در آوردم بلافاصله خالم كيرمو خورد و گفت پسرم چه خوشمزست. من هم كه سست شده بودم و مي خواستم برم كنار گفت پس تو قول ندادي كه از عقب هم بكني. همين جوري خوابيد روي زمين و کونشو نشان داد. من هم كه از همان بچگي از كونش خوشم ميومد وسوسه شدم و يك لحظه خوابيدم روش و کونشو با فشار باز كردم. من هم كه سر كيرمو به سوراخ تنگ و گرمش مي مالوندم گفت پس چرا فشار نمي دي بره تو؟. گفتم يه خرده حال كن. بعدا هر چه قدر بخواي فشار مي دم. يه خورده كه با كون نرم و لطيفش ور رفتم كيرمو فشار مي دادم. بچه ها جاتون خالي يه كون تنگ و گرمي داشت كه نگين و نپرسين. بالاخره يه خورده كه من به كونش تلمبه زدم آبم آومد و كيرمو دراوردم بيرون و آبمو ريختم روي صورتش. بعد از اون كه كارمون تموم شد به من گفت مثل اون بچگيهات جيش داري. من هم گفتم نه. گفت من مي خواهم برم جیش كنم. گفتم خوب برو ديگه منو چيكار داري؟. گفت آخه مي خوام پيش تو جیش كنم مگه تو نگفتي كه زنتم؟. من هم بالا خره قبول كردم و باهم رفتيم دستشويي. نشست و جیشش رو كرد. راستشو بخواين بچه ها تا به حال سه بار هم پيش من مدفوع كرده و من کونشو شستم. چون كه بوي مدفوعشو خيلي دوست دارم. خلاصه اونروز بالاخره مادرم كه اومد خالم قرار شد كه بره خونشون. اومد زير زمين و به من گفت دوست داري كه از اين برنامه ها داشته باشيم؟. من هم گفتم بله. باهم قرار گذاشتيم. حالا كه شوهرش هم مرده. گفت يه روز وقت كردي بيا خونه ما تا باهم بريم حموم و همديگو رو بشوريم. تا به حال چندين بار باهم حموم داشتيم و هروقت كه باهم هستيم چه در حموم چه توي جاهاي ديگه مثل خونه اگر موقعيت جور باشه باهاش حال مي كنم. اولين جايي كه باهاش حال مي كنم کونشه. چونكه همانطوري كه گفتم عاشق و كشته مرده بوي کونشم. اين ديگه خاله من نيست بلكه مثل زن خودم دوستش دارم و باهاش سكس دارم و حتي اينو به جرات مي تونم بگم كه از يه دختر هم بيشتر دوسش دارم. در ضمن خود من پسري بيستو چهار ساله هستم و خالم چهل و سه سال داره. توصيه من به شما جوونهاي باحال اينه كه حتما با خاله تان سكس داشته باشيد من كه از كس سياه خالم و كون و کون خوشبوش خيلي خوشم مياد

28 Comments:

Blogger s a e e d said...

من با سایت شما خیلی حال می کردم
البته تا قبل از خوندن این داستان(داستان که نه کوس شعر)اینجوری بوده
آخه این چرندیات چیه حالمون به هم خورد
انتری عشق گوخوری داره به ما چه؟
من هر روز میام داخل و تموم داستانها را پیگیری می کنم ولی مزخرفتر از این داستان تو عمرم هیچ جا نخونده بودم(بد جوری حالمونو به هم زدی)ئ
تو رو به خدا پاکش کن
قربونه مامانت
بای

7:28 AM  
Anonymous Anonymous said...

koskesh be nazare man to khalato nakardi faghat gohe khalato khordi:p kosmokh age az gohahanet ta erza beshi khoshet miyad khob biya ta berinam to d

3:22 PM  
Anonymous Anonymous said...

migama koskesh mage hame khaleha mesle khaleye to jende hastan ke be khahar zadashon bedan ...moteshakeram va hasan hastam az dubai

3:24 PM  
Anonymous sss said...

in kos shera chie halemoon beham khod baoon kheleye jendat fekr kardi hame mese khalatan to goh khordi hal nakardi

2:29 PM  
Anonymous Anonymous said...

kos kesh bokon ama ziad an nakhor halam beham khord

3:49 PM  
Anonymous Anonymous said...

:)) Ajab Goh Khore Khar Kosdeii Hasti :)))
Hatman Mamanetam Mese Khalate =))

7:06 AM  
Anonymous Anonymous said...

كسكش گوه خور!
ديگه از اين داستانا تو سايت بزاري مادرتو ميگام!

3:45 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام عزیزم
به حرف اینا گوش نکن که بهت فحش دادن
کی گفته که تو مادر قهبه ای کی گفته ننت جنده است کی گفته تو گه خور و کس ننه ای کی گفته که اگه من برینم تو می خوری کی گفته مادرت کس پاره است کی گفته خاله و خواهر و مادرت خرابن ها
کی اینا رو گفته؟

11:50 PM  
Blogger homayoun said...

salam dastanet bahal bod man ke abam omad alan shortam khise khis shod damet garm migam age khalat kos mide bego be manam bede dige in 09364117055 shomarame bego bezange ta kosesho bokhoram

7:37 PM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:17 AM  
Anonymous Anonymous said...

khab koskesh madarjende fekr kardi hame mesle to khanevadasoon jendas ,ridam be halghet kasif,kiram to maghzet.

3:08 AM  
Anonymous Anonymous said...

aslan khob nabod khak barsare to ba on khanevadat vaghan vasat moteasefam and you are very kerayzi ya hamon ke to kheyli divonei

2:49 AM  
Anonymous Anonymous said...

weblog et mahshare azizam

2:59 PM  
Anonymous Anonymous said...

داستانت خیالیه بد بخت خایه مال جقی معلومه که گه خوری هم بلدی بی کلاس

3:37 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام خدمت همه کسانی که این نوشته ها رو می خونن ,واقعا ما به کجا رسیدیم که این داستان ها رو می گیم و خجالت هم نمی کشیم وبا افتخار خاطراتمون رو درباره سکس با محارم با اب وتاب تعریف می کنیم.من قبل از اینکه به اینجور سایت ها و وبلاگ ها سر بزنم از دوستام در مورد این جور سایت ها چیزهایی شنیده بودم اما می گفتم همش الکیه ولی وقتی مراجعه کردم دیدم راست می گند.من نمی خوام ادای ادمای مذهبی وحزب اللاهی رو در بیارم وکاری هم با نظر شرع ودین اسلام در این رابطه ندارم .ولی واقعا انسان تا چه حدی می تونه پست وکثیف باشه که در مورد مادرش ,خالش,یا برادر وخواهرش همچین فکرای کثافت وزشتی داشته باشه؟واقعا برای من تصور این جور روابط وحرف زدن درباره اونها شرم اوره .انسان چه قدر می تونه پست باشه که به این جور عمل ها دست بزنه .اصلا کاری به مذهب ودین ندارم اما ایا فطرت و وجدان یک انسان می تونه بهش اجازه بده که این جوری باشه وبه سطحی برسه که از یک چهارپای کثافت مثل خوک هم ارزشش بیاد پایین .تورو خدا همه کسانی که این داستان ها رو می خونند چشماتونو باز کنید وببینید کجا قرار دارید .من مدتی رو توی کشور المان وفرانسه زندگی کردم وبه خوبی با فرهنگ مردم اونجا اشنا هستم در اونجا حرف زدن از مسائل جنسی به شکل منفی در کنار پدر ومادر شرم اوره وبی ادبی محسوب میشه اونوقت ما چه طور داریم از این حرف ......واقعا شرم اوره !!!!!از همتون می خوام چشماتون رو باز کنید وببینید دارید چی می خونیند وچی کار ها می کنید وچی ها مینویسید هرکسی که همچین فکرایی داره واقعا براش متاسفم.

12:51 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:45 AM  
Anonymous Anonymous said...

KHALEYE MAN YE KOOOONI DARE KE NAGOOOOOOOOOO!!!!!!!!!!!!!!!!!!

7:37 AM  
Anonymous Anonymous said...

کس ننه ی دروغ گوت ناموس به خطای جنده زاده.
تو به قبر مادر بزرگ جندت خندیدی کی گوه خاله ی ابنه ای ت رو خوردی.
مثه من مرد باش راستشو بگو,میدونی راستش چیه؟
اینه که تو پسر منی منم بابای تو ام ناموس جنده ی لاشی صفت......

4:47 AM  
Anonymous Anonymous said...

ziyadi goh khordi halemuno kharab kardi goh khor ye kamam bejaye goh kash sinevo az in jur chiza mikhordi goh khor dar zemn khalat age intoriye mamanetam dastekami az un nadare fek konam. migam age betuni ye dastam mamaneto bokon kheili hal mikoni belakhare khahareshe daste kami az un nadare ke khob hatman ye emtahani bokon faghat indafe gohe mamanetam nakhor goh khor

4:48 PM  
Anonymous Anonymous said...

avalan kiram too in dastane tokhmit k motmaenam taravoshate zehne kirie kasifete.badeshoam goh khore angal ham az to un khale jendat ham tamoome kesaee k b khaharo madare kholase maharemeshoon nazara daran halam b ham mikhore yani doost daram rooshoon bala biaram

9:53 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam
babaye man ravashenase in dastanaro esrailiya shoroo kardan yeseri ravanshenas irani gereftan poole ziad dadan dastana neveshtan bad. baghiye oomadan khoondan dg khodeshoon edeme dadan
in chiza baraye adi kardane chizas khod be khod ba khoondan in ye lahze be khoonevadeye khodetton fek mikonin hamin baes mishe yavash yavash adi she baratoon
yejoor jange sarde shayadam hamino yeki az oon ravan shenasa neveshte bashe
etela resani koni beshinin felm bebin dostdokhtar payd. konin bejaye in baxhe baziha
lotfan etela resani koni

2:02 PM  
Anonymous Anonymous said...

Hi, i think that i saw you visited my website thus i came to “return the favor”.
I am attempting to find things to improve my site!
I suppose its ok to use some of your ideas!!

my web-site baseball bat reviews

10:01 PM  
Anonymous Anonymous said...

Thanks for one's marvelous posting! I actually enjoyed reading it, you may be a great author. I will be sure to bookmark your blog and may come back down the road. I want to encourage you to definitely continue your great job, have a nice morning!

My webpage ... heart rate monitor watch

9:19 AM  
Anonymous Anonymous said...

I enjoy what you guys tend to be up too. This type of clever work and exposure!

Keep up the wonderful works guys I've incorporated you guys to my blogroll.

Look into my website; pruner pole

1:52 AM  
Anonymous Anonymous said...

My programmer is trying to persuade me to move to .
net from PHP. I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on various websites for
about a year and am nervous about switching to another platform.
I have heard very good things about blogengine.
net. Is there a way I can import all my wordpress content into it?
Any help would be greatly appreciated!

Feel free to surf to my weblog; armitron

5:54 PM  
Anonymous Anonymous said...

Hurrah! After all I got a webpage from where I be able to in fact get valuable information concerning my study and knowledge.


Feel free to visit my site ... search engine

5:28 AM  
Anonymous Anonymous said...

I was very pleased to find this site. I want to to thank you for ones time for this particularly
wonderful read!! I definitely really liked every bit of it and I have you book marked to look at new stuff on your web site.


Here is my web site men's vestal watches

5:04 PM  
Anonymous Anonymous said...

Hello There. I discovered your weblog using msn.
This is a really neatly written article. I'll make sure to bookmark it and return to read extra of your useful information. Thanks for the post. I'll certainly return.


Review my blog :: akribos

3:41 PM  

Post a Comment

<< Home