Sunday, January 30, 2005

زن پسر عمه

سلام... این داستانی که براتون مینویسم... نه خالی بندیه نه تخیله نه کسشعره عین حقیقت.!!!چند وقتی بود تو اینترنت داستانهای سکس فامیلی و بعضی فیلمای سکس خانوادگی خارجی زیاد دیده بودم. منم که 18 سالم بود و دراوج حشریت به سر میبردم کلی کف کرده بودم. (دیگه با جق زدن هم کارم راه نمی افتاد (البته کون پسر زیاد کرده بودم ولی هیچی دختر نمیشه. پیش خودم فکر کردم اینا که با فک فامیلا سکس دارن چرا من که اینقد تو کفم نداشته باشم. خلاصه بعد از اون کارم شده بود دید زدن زنای فامیل از زیر دامن و شلوار. که کلی حال میکردم و بیشتر خماری میکشیدم تا اینکه یه روز... من یه پسر عمه دارم که 23 سالشه. و یه زن داره که دختر دایی من میشه. که 19 سالشه و با قد 160-70 سانتی با چشای زاغ و پوستی برنزه. با موهای خرمایی. که خیلی تو دل بروِ.! البته من با کل فک فامیلا مخصوصا دختراش خیلی عیاقم. حتی با بعضیاشون فیلم سوپر هم دیده بودم. ولی تا اون موقع بهشون چپم نگاه نکرده بودم. چون یه سری عقاید تخمی داشتم. اینا یه چند وقتی بود که ماهواره گرفته بودن و از اونجایی که منم باهاشون عیاق بودم می نشستیم و با هم می دیدیم. شبا تا ساعت 3 صبح میدیدم و من از شق درد می مردم. و اونا میرفتن اطاق خواب کارشونو میکردن. من بدبختم با جق زدن خودمو آروم میکردم و میگرفتم می خوابیدم. تا اینکه یه روزخبر رسید که دایی مامان و بابام (مامان و بابام پسرخاله و دخترخاله هستن) فوت کرده و قرار شد مامان و بابام با چندتا دیگه از فامیلا برن تبریز ختم داییشون. سعید( پسر عمم) با عمم غروبش اومدن. زنشو گذاشت خونه ما و با مامان و بابام رفتن شهرستان. حالا ما موندیم و داداش کوچیکه و دختر داییم شب ساعت 11-10 بود. داشتیم ماهواره میدیدیم که دیدم داداشم رو مبل خوابش برده. آروم بلندش کردم. بردم تو اطاقش خوابوندمش و اومدم نشستم تو پذیرایی. داشتیم همینطوری شو pmc رو میدیدیم که آهنگش برگشت رو خارجی و آهنگ hey sexy lady از shaggy رو گذاشت. اونایی که دیدن میدونن که کلی باحاله. اونو که دیدم یاد حرف اونروزم افتادم پیش خودم گفتم الان وقتشه. اون که تموم شد کانال عوض رو کردم اومد رو multivision 1 که فیلمای بالای 16 سالٍِ نیم سوپر نشون میده. یه خورده دیدیم و حرف زدیم. بعضی موقع ها زیر چشمی افسانه رو دید میزدم. میدیدم کلی حشری شده بود. ولی پیش خودم گفتم هنوز کمه!. سریع رفتم یه سی دی سوپر توپ و تمیز ورداشتم آوردم و گفتم این جدیدِ میبینی؟. اونم از خدا خواسته گفت میلی ندارم. ولی حالا بزار.(حالا از خداش بود که بزارم). cd رو گذاشتم تو دستگاه و روشن کردم و فیلم شروع شد. من که جلو تلویزیون خوابیده بودم یه جوری دراز کشیده بودم که از قصد شق شدن کیرمو ببینه و یواشکی از شیشه میز تلویزیون دید میزدمش. وسطای فیلم بود هر دوتامون بدجور تو کف بودیم. هردومون دوست داشتیم با هم شیطونی کنیم. ولی روشو نداشتیم که بهم دیگه بگیم. فیلم که تموم شد برگشتم گفتم کاش یه خانومی اینجا بود که منو از حشر در بیاره. اونم اشاره کرد به کیر من که از شقی زیاد داشت از زیر شلوارک میترکید.. گفت از پیمان کوچیکت معلومه... خندم گرفت. و گفتم چیکار کنه داره خماری میکشه. دوس داری نعشش کنی؟. خندش گرفت و گفت راست میگی سعید که نیس. نگذاشتم حرفش تموم شه و از فرصت استفاده کردم و گفتم بجاش من که هستم. یه لحظه ساکت شد و بعد چند ثانیه گفت مگه بلدی؟. گفتم چه جورم. گفت ببینیم و تعریف کنیم. بلند شدم نشستم رو مبل و گفتم بابایی بیا بشین بغل بابا. اونم اومد. نشست رو پامو گفت: من عاشق بابا کوچیکمم و لبشو چسبوند رو لبم تا اونجایی که میتونستیم لب گرفتیم. چون نمیخواستم فرصت به این خوبی رو از دست بدم. خلاصه بعد کلی لب گیری بلند شدیم رفتیم اطاق خواب بابا مامانم. رفتم یه cd Metallica آوردم. گذاشتم تو دستگاه روشن کردم آوردمش رو آهنگ سومش که آهنگ Nothing else matters بود که کلی حال میکنم. باهاش... اومدم خوابیدم روتخت و خوابیدم روش. یه خورده لب گرفتیم و تیشرت چسبون تنگ سرمه ای شو هم در آوردم ... به به 2 تا سینه خوش فرم ( راستی اینو بگم که بدنسازی هم کار میکنه. البته سبک ) برنزه افتاد بیرون. که هرکی می دید کلی حال میکرد. رفتم سراغشون و میمکیدم چه حالی میداد. یه خورده ناشیانه بود. ولی خیلی حال کردم!. هنوز نکرده بودم تو کسش داشت آبم در میومد. سینه ها رو که لیسیدیم رفتیم سراغ اصل کاری... شلوارکشو در آوردم و شورتشو کشیدم پایین. چشام گرد شد. گفت چیه؟. ندیدی تاحالا؟. گفتم اینجوریشو نه!. بابا تو دیگه کی هستی .!یه کس برنزه با یه چوچوله ناز صورتی که مثل غنچه زده بود بیرون. وااااااااااااای یادش میفتم تنم مور مور میشه!. اومدم که لیس بزنم یه خورده چندشم شد. ولی گفتم کس عمش و چوچولشو کردم تو دهنم صدای آآآآه اوووهش بلند شد. یه خورده که لیسیدم گفتم بسته. پررو میشی. پاشو پاشو نوبت توئه. یه ِغلت خوردم و خوابیدم و اونم رفت نشست لای پاهام شورتم رو کشید پایین و کیر بدبخت کس ندیده منم از فرط شق شدن داغ داغ شده بود. اولش نمی خورد. بعد یه خورده اصرار که کردم کرد تو دهنش وااااااااای چه حالی میداد. یه خورده که خورد گفتم داره آبم میاد. کشید بیرون برام جق زد. آبم مثل فواره زد بیرون. آبمو ورداش مالید رو شکمش و دور کسش. یه خورده از حس افتادم ولی گفتم حیف هنوز نکردمش. بلندش کردم و خوابوندمش زیر و پاهاشو گرفتم بالا. خودمم روش خوابیدم و کیرمو گذاشتم دم دروازه بهشتیش. یه خورده مالوندم گفتم صابخونه با اجازه. مهمون عرب دارین!. خندید و گفت بفرمایین داخل. دم در بده!. اینو گفت و کردم تو. چقد داغ بود و لیز... ضبطم داشت اونورUngorgiven ll نابخشودگی 2 رو میخوند. دیوونه بودم هیچی حالیم نبود. متالیکا داشت دیوونه ام میکرد. خرکی شدت تلمبه میزدم. اونم آخ اوخ میکرد و پستوناشو میمالوند... دیدم که داره آبم میاد. کشیدم بیرون. گفتم برگرد. برگشت رو زانو دراز کشید و کونشو قلمبه کرد طرفم. سوراخ کونشو مالوندم. یه خورده از آب کسش مالیدم رو سوراخ کونش. و کیرم رو گذاشتم دم کونش و گفتم آماده باش. سر کیرم که رفت تو یه آخ بلندی از درد کشید و لباشو گاز گرفت. کشیدم بیرون و گفتم اگه درد داره نکنم. گفت آخه اولین بارمه. گفتم اِ عجب این سعیده کسخله که همچین کونی رو نمیکنه. گفت اون اصرار داره من نمیدم. گفتم یه کاری کنم که از این دفعه تو اصرار کنی که از کون بکندت. اینو گفتم و دوباره حاجی رو گذاشتم دم کونش. و ایندفعه یه نفس عمیق کشید آماده شد... حاجی رو هول دادم تو... نفسشو حبس کرده بود. یه خورده عقب جلو کردم. نرم شد. البته یه خورده ناشیانه بود. ولی عیبی نداره! یه خورده که گذشت باز باز شده بود. خودشم داشت حال میکرد. میگفت بیشتر بکن! جرم بده. واز این کسشعرا که خانوما موقع سکس میگن!. چون یه بار آبم اومده بود این سری هم طولانی تر شد هم حالش بیشتر بود. داشتم تلمبه میزدم و اونم با کسش ور میرفت که بهش گفتم دارم میام. بکشم؟ گفت نه ! اینو گفت آبم رو تا ته خالی کردم تو کونش چه حالی میداد! برگشتم افتادم رو تخت اومد. خوابید بغلم. لب می گرفت. زبونمو میخورد!. منم از پایین انگشتمو میکردم تو کسش. تو بغلم بود و گفتم بخواب. چشامو بستم و خوابم برد. ساعت 9 بود که بیدار شدم و دیدم تق تق داره یکی درمی زنه و گریه میکنه. فهمیدم داداشمه سریع لباسامو پوشیدم و افسانه رو هم بیدار کردم که لباسشو بپوشه. در رو وا کردم دیدم کلی گریه کرده بغلش کردم و بوسیدمش... افسانه اومد صبحانه کره عسل گذاشت. یه شکم سیر زدیم و اونروز هی زیر چشمی نگام میکرد. لبخند میزد. غروب بود که بابام زنگ زد و گفت ما تا سوم داییم میمونیم... باور نمی کنین وقتی که این جمله رو گفت کلی ذوق کردم. ولی بروی خودم نیاوردم... به افسانه که گفتم اون 100 برابر من ذوق کرد (مثل اینکه کلی حال کرده.) اون 2-3 روز خونه ما بود و کلی تو این چند روز با هم سکس داشتیم... درست یادمه 5 شنبه بابام اینا با سعید و بقیه برگشتن ولی کلی ناراحت بودن... بعد اون ماجرا به بهانه های مختلف میرم خونشون یا اون میاد و با هم شیطونی میکنیم. ولی خدا کنه از دستم نره !!!. خب داستان ما که تموم شد ولی سکس ما همچنان ادامه داره!.

27 Comments:

Anonymous Anonymous said...

kheli ghashang bood

4:47 AM  
Blogger sahel said...

salam tebghe mamul ali bood

8:28 AM  
Anonymous Anonymous said...

jaye omidvaery hast.

3:01 PM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:17 AM  
Anonymous Anonymous said...

kiram to dahane har chi adam druggo ba shoma.motmaenam babat koneye mamanet jendeh

2:50 PM  
Anonymous Anonymous said...

براتون متاسفم.این کس شعرا و دارید مینوسید و می خونید

12:29 AM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

5:08 AM  
Blogger laleh_90 said...

baba do ta tolombe mizani abet ra miofte,baba in dge kheili maskharast!!ta dastan oj migire to kharabesh mikoni chon ke abet dare favare mizane!!
man ke ye dokhtar aslan ba hamchin adamai hal nemikonam!!!!!!!!

3:41 AM  
Anonymous Anonymous said...

منم موافقم خدا هر چي حرومزاده و دروغگوس كه محبين و شيعيان ولايت رامنحرف مي كنند شقاوت و بدبختي دنيوي و اخروي عنايت كند
خدايا خودت بر اعمال اين زنازادگان ناظري.
فقط ١٠روز فرصت داري وبلاگتو حذف كني وگرنه... .

1:29 AM  
Anonymous Anonymous said...

تو رو خدا از این کارها دست بردارید نزدیکی با مادر مگر کار یزیدیان زمان امام حسین (ع) نبوده است .توبه کنید که فرج نزدیک است.(سخنانی از آیت الله بهجت(ره) .

12:18 AM  
Anonymous sam mohammad said...

دمت گرم داش هرکی خوارید بوکن
sami----enrique.76@att.net

2:44 PM  
Anonymous Anonymous said...

man dastaneto khondam, ama doroghe mahz bood , oonja ke gofty azin kososhera ke khanooma migan bad jor tabloo kardi nashiiiiiiii.
boro jagh bezan ama khali naband.

11:51 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:43 AM  
Anonymous Anonymous said...

kiram to kon hardoton bshe dokhtar kam bod zan psar amoto kardi

11:23 PM  
Anonymous DoroGh Go Haye Nashi !:) said...

in dastan bood ya tablighat shabake haye mahvare ey ?
khak bar sarat konan
goh mikhori zeyde man oo mikoni
maskhare oon zaman ke dokhtar bood man obenash kardam !
bad faghat montazer bodam shohar kon oo par dasho bardaran
ke az oon moghe dige pisham nayoomade !
behesh bego man montazeresh hastam !
rasty age abji jonet ham mide bahash beftrest !
onam mikham obene konam :))
haha
Behesh bego khabaram konE !
DisavoweD_kinD@Yahoo.Com

6:17 PM  
Anonymous Anonymous said...

درود بر سعید از کردستان _ همه اینها دسیسه فارسی زبانان خارج از کشوره

3:34 PM  
Anonymous Noeliya said...

Bow dasise iraniyae khareje to age midooni chera mikhooni, az dastanae khreji taghlid karde toe...boro hamun kharejihasho bekhoon, zane pesar ame nesheste bash film sexi dide taze hotam shode pa mikhad dige

4:39 AM  
Anonymous yashar vatan parast said...

on madar jende ke az kordestan hast kos kesh to goh mikhori miyay to in weblog ha ke badesham kos sher be ma begi dadash damet garm bazam ye dastan khob

4:38 PM  
Blogger javad amiri said...

kheili pasti
ke in mozakhrafato minewisi

5:00 PM  
Anonymous bahareh said...

baba TO ke az kordestani chera goh ziyadii mikhoooriiii ye bar migi khob bod ye bar kooos migiii akhe kooniiii u vaghan goh mikhoooriiii miyai inja kiiiriiiii

2:40 PM  
Anonymous bahareh said...

baba TO ke az kordestani chera goh ziyadii mikhoooriiii ye bar migi khob bod ye bar kooos migiii akhe kooniiii u vaghan goh mikhoooriiii miyai inja kiiiriiiii

2:40 PM  
Anonymous bahareh said...

baba TO ke az kordestani chera goh ziyadii mikhoooriiii ye bar migi khob bod ye bar kooos migiii akhe kooniiii u vaghan goh mikhoooriiii miyai inja kiiiriiiii

2:40 PM  
Anonymous bahareh said...

baba TO ke az kordestani chera goh ziyadii mikhoooriiii ye bar migi khob bod ye bar kooos migiii akhe kooniiii u vaghan goh mikhoooriiii miyai inja kiiiriiiii

2:40 PM  
Anonymous bahareh said...

baba TO ke az kordestani chera goh ziyadii mikhoooriiii ye bar migi khob bod ye bar kooos migiii akhe kooniiii u vaghan goh mikhoooriiii miyai inja kiiiriiiii

2:40 PM  
Anonymous Anonymous said...

کس ننه همه اونایی که این کس و شعرها رو می نویسن اون دنیا کونتون پاره اسا ههههههههههههه

3:34 PM  
Anonymous Anonymous said...

اونی که از کردستان بودی دمت گرم گل گفتی.
بچه ها قبول کنین اینا کس شعرو دروغن دیگه.

8:27 AM  
Anonymous Anonymous said...

کیر توکنت پدر سوخته احمق

9:14 AM  

Post a Comment

<< Home