Thursday, March 31, 2005

من و مامان مریم

سلام
سال نو مبارک
داستان جدید دیر آپدیت شد چون مسافرت بودم
امیدوارم تو سال جدید بتونم با کمک شما داستانهای بهتری رو ارائه کنم
هنوزم منتظر داستانهای قشنگ شما هستم
من امید هستم. 21 ساله و داستان خودم و مامانم رو برای شما می نویسم. من از 14 سالگی با مامان جونم که اسمش مریم هست تنها زندگی میکنم. چند سال پیش بود که توی یک تصادف پدر وخواهر کوچیکم رو از دست دادم. من از روزی که با مامانم یعنی مریم جون تنها زندگی میکنیم خیلی با هم راحت شدیم. جوری که من بدون هیچ مشکلی تمام حرفهامو بهش میزنم و اوهم همینطور. از قدیم مامانم تمام کارهاشو جلوی روی من انجام میداد. مثلا مامان رو لخت می دیدم. یا شبها که میخواست بخوابه روی من دراز می کشید ومنو بوس میکرد وخیلی چیزهای دیگه. منهم جلوی مامانم کامل لخت میشدم ولباس عوض میکردم. توی حموم مامانم با یه شورت میومد و کمر منو میشست ومنهم همینطور. من با مامانم زیاد مهمونی میرفتم. مهمونی هایی که اغلب زن و مرد با هم قاطی بودن. مامانم بعد از مرگ پدرم حسابی حشری بود واکثر مواقع داشت با خودش ور میرفت. بعضی وقتا هم با شاگرداش یا دوستاش لز می کرد. راستی مامان دبیر زیست هست وحدود41 سال داره. زن زیبا و خوش هیکل با اندامی مناسب. بعداز مرگ پدرم ثروت پدرم به من و مامانم رسید و وضع مالی خوبی داریم. تو مهمونی هایی که میریم اکثرا بزن و برقص زیادی میشه. خونه ی دوست مامانم یک روز پارتی بود و ما اونجا بودیم. حسابی مست شده بودیم. موقعی که مهمونی تمام شد با مامانم به خونه اومدیم. مامانم خیلی حالش ناجور بود و کاملا مست بود. لخت لخت شده بود. روی تختش ولو شده بود. منم رفتم دیدم داره با خودش ورمیره. گفتم انگار خیلی حشری هستی. گفت آره لامصب. امشب کیر خوب گیرم نیومد. من تعجب کردم. چون مامانم از این حرفها نمی زد. خلاصه اونشب گذشت و فرداش به مامانم گفتم دیشب چت بود که میگفتی کیر گیرم نیومده؟ و حسابی سربه سرش گذاشتم. اونم از اینکه این حرفو زده بود حسابی بهم ریخته بود وخجالت میکشید. خلاصه از اون روز به بعد من به مامانم یه جور نظر پیدا کرده بودم. خودمو بهش می چسبوندم. اونم منو پس نمی زد و تو حموم که میرفتم بزور کاری میکردم که شورتشو در بیاره. اونم برای اینکه من راضی بشم این کارو میکرد. خلاصه جوری شده بود که من همیشه اونو می مالوندم واونم هیچی نمی گفت. تا این که یک شب به من گفت تو از کجای من خوشت میاد؟. من گفتم کونت. گفت برای چی از کونم؟. گفتم بخاطر اینکه قلمبه از پشتت زده بیرون و همیشه تو مهمونی ها همه کونتو انگلولک میکنن. من دلم میخواد مال من باشه. اونم قبول کرد وگفت مال تو. ولی حق نداری کاری بکنی. فقط میتونی بمالیش وبوس کنی و لیس بزنی. منم از خدا خواسته قبول کردم تا مدتی هر کاری کردم نگذاشت اونو بکنم. تا اینکه یک روز رفتیم خونه ی خاله لاله. خاله لاله در اصل دوست مامانم میشه و چون خیلی به خونه پدر بزگم رفت و اومد داشتن واز بچگی با مامانم بزرگ شدن من به اون میگم خاله. بچه های اون هم که یه دختر وپسرن به مامان من میگن خاله. بچه هاش همسن منن. یکیشون21 و اون یکی 19 سالشه. مهمونی جشن تولد دخترش بود. تمام دوستان و اقوامشون و دوستای دختر و پسرش بودن. تعدادیشون تو اکثر مهمونیا و جشنها بودن. شوهر خاله لاله خارج کار میکنه. اونجا زن گرفته ودیگه خیلی کم شاید سالی 2 بار به ایران بیاد. اوناهم وضع مالی بسیار خوبی دارن. بعد از اینکه مهمونایی که غریبه تر بودن رفتن جمع خودمونی شد. همه شروع کردن به رقصیدن با یکی. من با خاله لاله خیلی میونم خوبه و خیلی سر به سر هم میذاریم و شوخی ناموسی میکنیم. بهم گفت بدبخت مامانت تو کف کیر پسرمه. پسرم میخواد جرش بده. گفتم خاله جون منم تورو جر میدم. به هم در. گفت آه راست میگی. خلاصه من و خاله خیلی سر به سر هم گذاشتیم. آخرسر چهارتا از بچه ها بودن. به من و مامانم خیلی عرق دادن ومست کردیم. آخر سر هم خالم به من و مامانم و اکثر کسایی که اونجا بودن قرص اکستازی داد. من دیگه هیچی حالیم نبود. تو هوا بودم. موقعی که یه ذره حالم سر جاش اومد دیدم که لخت روی تختم و یکی داره منو از کون میکنه. دیدم که مامانم هم بغل دست منه و لخت لخته و دارن اون رو هم میکنن. من اصلا حال نداشتم. راستش یه جورایی از کون دادن خوشم میومد. توی آینه همه چیو داشتم می دیدم. منظره ی جالبی بود. من در کنار مامانم داشتم کون می دادم. مامانم روی کیر یکیشون نشسته بود و اون یکی کیرشو کرده بود تو کونش. خیلی حال میداد. طوری که موقعی که اونا آبشون اومد منهم آبم اومده بود. موقعی که اون چهارتا که همشون دوستام بودن رفتن بیرون مامانم خواست لباساشو بپوشه بره بیرون. من اونو گرفتم وبوسیدمش. گفتم مامان من دلم میخواد بکنمت. اونم قبول کرد. رفت روی تخت دراز کشید. من شروع کردم به خوردن سینه هاش و با دستم کسشو می مالیدم. اونم با کیرم ور می رفت. گفت میخوام کیرتو بخورم. منم بلند شدم و همونطور که خوابیده بود نشستم روی سینش و کیرمو گذاشتم جلوی دهنش. اونم کیرمو گرفت و شروع کرد به ساک زدن. وای که چقدر قشنگ این کارو می کرد. همزمان انگشتشو کرده بود توی سوراخ کونم و داشت باهاش بازی می کرد. این کار خیلی منو تحریک می کرد و باعث می شد کیرم راست بمونه. چون یه دفه آبم اومده بود میدونستم که به این زودیا دوباره نمیاد. واسه همین اجازه دادم هر چقدر دلش میخواد کیرمو بخوره. وقتی حسابی ساک زد گفت حالا می تونی کیرتو بکنی تو کس خوشگلم. منم گفتم چشم مامان جون. خودش پاهاشو داد بالا. من نشستم روبروش و پاهاشو انداختم رو شونم و کیرمو گذاشتم دم کسش. با یه فشار کیرم رفت تو کسش.کسش زیاد گشاد نبود. شروع کردم به تلمبه زدن. بعد از چند بار تلمبه زدن گفتم مامان جون یادته یه بار گفتی کونم مال تو؟. حالا میخوام کونتو بکنم. گفت بکن پسر خوشگلم. کونم مال توئه. کونمو بکن. منم کیرمو از کسش در آوردم و کردم تو کونش. مامانم دیگه داشت از شدت خوشی جیغ میزد که خالم اومد توی اتاق. گفت به به مریم خانم هم به پسرش کس میده. فکر میکردم تنها من به پسرم کس میدم. خالم هم اومد و شروع کرد به خوردن سینه های مامانم و همزمان انگشتشو کرد توی کون من. ولی لخت نمی شد. چه کیفی داشت. یه تاپ کوتاه تنش بود که از بالاش تمام سینش معلوم بود و یه دامن کوتاه. چون شورت پاش نبود کس عینهو لبوش معلوم بود. خلاصه من تمام آبمو ریختم تو کس مامانم. چون خودش گفت که لوله هاشو بسته. اونهم که دیگه ارضا شده بود پاشد. وگفت من اگه میدونستم اینقدر حال میده اینهمه وقت دنبال کیر پسر لاله نمی دویدم. خلاصه اونشب یه شب به یاد موندنی بود. من از اون شب به بعد حسابی با مامانم سکس دارم. از اونروز به بعد با خالم و پسر و دخترش همگی با مامانم سکس گروهی داریم. توی یه وقت دیگه داستان سکس گروهیمونو براتون میگم.

52 Comments:

Anonymous Anonymous said...

سلام با آرزوی موفقیت بیشتر در سال جدید و تشکر از زحمات جنابعالی امیدوارم که داستانهایت را خیلی زود به زود آپدیت کنی تا مبادا از دوستان و مشتاقان پر و پا قرص وبلاگ شما کم شو د با تشکر

8:22 PM  
Anonymous hamid said...

با تشکر از جنابعالی که وبلاگ جذاب داستانهای مامانی را اداره میکنی از شما تقاضا میشود که سعی کنید وبلاگ را زود به زود به روز کنید و داستانهای جذاب را در آن بگذارید. به امید گاییدن کسهای تازه و جوان

8:25 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam doste aziz
merC az dastanet
sale no mobarak !
emsal sale khobi vase khodeto webloget bashe va tarafdaranetam ziyad beshan ! faghat Zood be Zood Update kon MerC

7:49 AM  
Anonymous Sanaz said...

Salam Be Hameye Dustan. man sanaz 21 Saleh ke Emsal 22 Salam Tamam mishe< Daneshjoo Dar Arak Hastam va Saken tehran.Harkasy Ye Dastane Sexy Tup Dustdareh bayad ba Khodam Sex Dashteh Basheh be Sharte Ankeh Kamaresh Inghadar Seft basheh ke man ra Aval Erza koneh badesh Abesh Biad.Har ky ke Kose (CUNT) Bahal Mikhad Baraye Gereftane Vaght Bayad Baram Email Bezaneh. Ghorboone Kirhaye SHoma..... Sanaz

1:12 PM  
Anonymous M.I.L.F Lover said...

Merc Az Dastane Khoobet !
Omidvaram Sexhaye Behtar Va Bishtari Dashte Bashi...;)

9:59 PM  
Blogger Reza said...

سلام از وبلاگه باحلت متشکرم داستانهای قشنگی داره من هم یه وبلاگ دارم اگه خواستی برو بخون ولی تازه راه انداختم فیلن یه داستان بیشتر توش نیست اگه داستان باحال داشتی بده مام برازیم تو بلاگمون قربونت رضا

12:40 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam khobi
چرا دیر ا÷دیت میکونی زود ا÷دایت کون

12:06 PM  
Anonymous Anonymous said...

salalm kheili bahal bod
2 bar jegh zadam
bad yade kone mamane khodam oftadam 1 bare digeh jegh zadam
axe sexe maman and boy age dari baram maile kon
ali_tevez@yahoo.com

6:18 AM  
Anonymous Anonymous said...

eyval
dastet dard nakone
kheili khoobood
faghat kootah bood
dastanaro zood bezood bede

3:19 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam ,damet garm
vali oon kos keshi ke ino neveste yadesh rafte sootiasho begire , chetori vaghti kiret too koone nanat boode abeto rikhti too kosesh ?
khob kiri mikhai khali bebandi vaght bezar ke ter nazani.
VALI KHODAEE DAMET GARM:D
majid

2:27 AM  
Anonymous Anonymous said...

dastet dard nakone ...kheili alie
faghat chera zood bezood update nemikoni?!

2:09 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam mersi az dastanat bebinam in dostan ke mian nazar minevisan maileshono bekham bebinam chi kar bayad konam ????????????

9:09 AM  
Anonymous Anonymous said...

کس مادر آدم دروغگو

1:50 AM  
Anonymous Anonymous said...

میشه که منم مامانتو بکنم با این تعریفا تو کف مامانتم اما اگه راست باشه

9:42 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام خبر داری که مامانت جنده شده اگه باور نداری بیا تو این وبلاگ عکس مامانت را کذاشتم ازش ببرس میگه که کیر من چی مزه داشت طبق کفته خودش دو برابر کیر باباته

2:54 AM  
Anonymous Anonymous said...

b4peesalam donbal ye daf hot hastam sexi ye sexi saman mashhhsd 09356603665

8:50 AM  
Anonymous Anonymous said...

توی گوگل سرچ کردم داستان های سکسی فانتززی تورو پیدا کردم. نمیدونم چرا همه ی داستان های فانتزی درباره ی سکس خانوادگیه؟ شما فانتزی های دیگه ای ندارید؟

1:46 PM  
Anonymous Anonymous said...

sanaz.manam daneshju arakam.shomarato bezar

3:59 AM  
Anonymous Anonymous said...

Hello. And all nice words. great site great yes it is.
[url=http://free-porn-free-sex-free-xxx-videos.org] free porno[/url]
free porno
http://free-porn-free-sex-free-xxx-videos.org

8:43 AM  
Anonymous Anonymous said...

ای ایرانیهای کس مادر و مادر زنا پدر لعنت ها شرم بر شما بی هیا ها شرم بر شما آیا امکان دارد که خواهر و مادر تان را برای کس دادن برای ما هم بیاورید...................... شرم برشما

2:50 AM  
Anonymous Anonymous said...

تصاویرسکسی

12:23 PM  
Anonymous Anonymous said...

تصاویرسکسی

12:28 PM  
Anonymous Anonymous said...

عکس خوردن اب کیر

3:31 AM  
Anonymous Anonymous said...

به نظر حقیر این جور داستان ها و نوشتار اساسا زاییده تخیلات یک بیمار کاملا روان پریش می تواند باشد.

با آرزوی سلامتی فکری و روحی برای تمام جوانان میهن

3:02 AM  
Anonymous siasena said...

kasike miad inaro mikhune hatman khodesh tu kafe kose nanash ya abjishe
,damet garm bazam az ina baramun benevis
be mamanetam salam beresun

11:11 AM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:15 AM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

2:31 PM  
Anonymous روح الله said...

کس ننه آدم دروغگو

2:05 AM  
Anonymous Anonymous said...

man ramyar hastam ache tehran 25 salame kasi mikhad beman kos bede ya kon mano add kone in id mhastesh the_god_punk@yahoo.com

1:33 AM  
Anonymous Anonymous said...

كيرم تو كس مامانت

6:45 AM  
Anonymous tomi> said...

salam 0 dastane ghashangi bood mishe manam to gourp sex shoma basham???

1:53 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام بر نوادگان کوروش و داریوش که الان من شرم دارم شما را از آنها بدانم ولی با دعوت شما به کردار نیک،گفتار نیک،و اعمال نیک دعوت میکنم به امید آرزوی
سعادت برای شما دوستان خلافکار.
09138210571
من پویا هستم.

3:46 PM  
Anonymous Anonymous said...

Vaqean ke khak bar sare hamchin madari . . . Omidvaram hamatun bemirid kos keshaye laashi . .

3:23 AM  
Anonymous Anonymous said...

متاسفم. فقط همین

1:41 AM  
Anonymous Anonymous said...

baba narahate chii hastin akhe ? ina hamash takhaiolie !!! va kasaniam ke in dastaaroo mineviisan kheili bi estedadan va takhaioleshoon eftezahe :D bavar koniin ... aslan tahrik konande nist :D

2:48 AM  
Anonymous Anonymous said...

حاجی خیلی مریضی!نویسنده خوبی هستی ولی بدجور مریضی

10:48 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:33 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام در كل نوشتن يك همچين داستانهايي خطرات زيادي براي جواناني كه تحت تاثير قرار ميگيرند و به نواميس خودشان تعرض ميكنند وجود دارد حواستون باشه هر داستان تخيلي خطراتش به يك لذت آني ختم نميشه و ذهن فرد را تامدتها درگير ميكنه

8:32 AM  
Anonymous Anonymous said...

کسانی که این چرندیات را می نویسند یا مادر ندارند یا مریض روحی هستند

1:56 PM  
Anonymous raz said...

سلام به هةمة واقعا ئةكةراين دوستان نمى نفشتن كة اين همةش خيالاتة من فكر مى كردم كة ايرانيها همةشون اينجورى هستن .اين ية نقشةى از يهود و امريكاست كة ميخات جوانان ما اينجورى بى اخلاق باشن. من ايرانى نيستم ولى تشكر از همة دوستانى كة بمن فهموندن كة ايرانيها اينجورى نيستن واقعا.

1:25 AM  
Anonymous cancel said...

salam

3:22 AM  
Anonymous Anonymous said...

vaghean hastand pesarayee ke be sex ba mamaneshun fekr konan?!!! omg!

12:53 PM  
Anonymous Anonymous said...

خاک بر سر بی غیرتت
تو اون قدا عرضه نداری که از این غلطا بکنی پس کوه زیادی نخور
برو به فکر کارهای مفید باش جای نوشتن داستانهای سکسی اونم با مادر
خاک بر سرت بی همه چیز بی غیرت

5:15 AM  
Anonymous Anonymous said...

09127707710
اول اس ام اس ابزنید بگید با خاله فرشته کار دارم بعد زنگ بزنید

3:28 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام دوستان این چی حرفهای است که این احمق بی ناموس میگویدازهمان کوس برآمده ومیخواددرهمان کوس کیرش رافروبرد ای ایرانی های کوس فروش خوهرت مادرت عمه ات خاله ات همه راگائیدی بی شرم هاپست ها..............

10:04 AM  
Anonymous Anonymous said...

ای کوس ننه کوس مامانت راکردی بی عرضه بی ناموس اگربگویم کافری به کافرهاتوعین میشه لیکن ازکافرهم بدتری ای بی غیرت شمابی ناموس هابشرمین مامانت ترابه دنیاآورد وتواورابدنام کردی بااین داستان لعنتی ات نام مادربسیاربلنداست به مادرهاتوعین کردی کونی ..........................

10:11 AM  
Anonymous Anonymous said...

Kheily cherto pert bood.khak too sare avazit konan...

11:47 AM  
Anonymous Anonymous said...

ﮐﺲ ﻧﻨﺖ

12:06 PM  
Anonymous Anonymous said...

in dastanha dige demode shodan.lotfan datanhaye ke bishtar takhayyol be kar rafte bashe.

12:35 AM  
Blogger کسی دوست داشت بکونمش پارش کنم اما حال حصابی بهش بدم خوزستان زنگ بزنه 09393956387 said...

تاحالاباهرکی سکس داشتم بیشترهاشون گریه میکنن بعد 2دقیقه میگه بیا بکن البته اگه بخواد یا نخوا داخل سکس با من توری میشه که بار دوم خودشاسراره میکنه باهرکی سکس کردم تا ارضاش نکردم ولش نمیکنم خوزستان 09393956387

6:57 AM  
Blogger کسی دوست داشت بکونمش پارش کنم اما حال حصابی بهش بدم خوزستان زنگ بزنه 09393956387 said...

تاحالاباهرکی سکس داشتم بیشترهاشون گریه میکنن بعد 2دقیقه میگه بیا بکن البته اگه بخواد یا نخوا داخل سکس با من توری میشه که بار دوم خودشاسراره میکنه باهرکی سکس کردم تا ارضاش نکردم ولش نمیکنم خوزستان 09393956387

6:58 AM  
Blogger کسی دوست داشت بکونمش پارش کنم اما حال حصابی بهش بدم خوزستان زنگ بزنه 09393956387 said...

تاحالاباهرکی سکس داشتم بیشترهاشون گریه میکنن بعد 2دقیقه میگه بیا بکن البته اگه بخواد یا نخوا داخل سکس با من توری میشه که بار دوم خودشاسراره میکنه باهرکی سکس کردم تا ارضاش نکردم ولش نمیکنم خوزستان 09393956387

6:59 AM  

Post a Comment

<< Home