Thursday, May 19, 2005

لیوان شیر

عادتم این بود که هر شب قبل از خواب یه لیوان شیر سرد بخورم. بهم آرامش میداد. بعد از اینکه نامزدیم با کامران بهم خورد خیلی از نظر روحی داغون شدم. به خصوص که کامران بی شرف تو همون دوران حسابی از من سو استفاده کرد و با وعده و وعید هاش تونست منو راضی کنه که باهاش بخوابم. در نتیجه بکارتمو ازم گرفت. حالا من یه دختر بیست و سه ساله ام که یه نامزدی ناموفق رو پشت سر گذاشتم و پرده بکارتم رو از دست دادم و نمیدونم چیکار کنم. تنها چیزی که میتونست منو یه کم آروم کنه کارم بود. که به خاطر زیاد بودنش بخش زیادیش رو میاوردم خونه. و اونجا به خیلی از پرونده ها رسیدگی میکردم. اون شب هم مثل همیشه پدرم لیوان شیر رو برام آورد و گفت "بخور دخترم. خوب بخوابی. منم دارم میرم بخوابم. زیاد خودتو خسته نکن و انقدر پشت میز چشاتو درنیار!." منم یه سری تکون دادم و تشکر کردم. لیوان شیر رو گذاشتم کنار یکی از پرونده ها و به کارهام ادامه دادم. بعد از نزدیک به نیم ساعت حس کردم سرم یه کمی درد میکنه و خیلی خوابم گرفته. این بود که دیگه بی خیال شیر شدم و لیوان رو بردم گذاشتم تو یخچال و برگشتم تو اطاقم که بخوابم. چراغو خاموش کردم و رفتم زیر لحاف. بعد از چند دقیقه اینور و اونور شدن دیدم هیچ جوری خوابم نمیبره. ولی چشامو بسته نگه داشتم تا بتونم یه کمی استراحت کنم. تو همین حالت بودم که صدای در شنیدم. ترس برم داشته بود. یه کمی گوش تیز کردم و دیدم صدای پا هم میاد. بعد از چند ثانیه در اطاقم باز شد. داشتم سکته میکردم ولی صدام درنمیومد. فکرکردم دزده یا... چه میدونم؟. در بسته شد و یه کسی اومد نزدیک تخت من. از ترس مونده بودم چیکار کنم. بعد از چند لحظه حس کردم این طرف کسی نیست جز بابام. چون بوی ادوکلنش رو از ده فرسخی میتونستم تشخیص بدم. کنجکاو بودم بدونم بابام تو اطاق من چه کاری داره. که حس کردم لحافم داره میره کنار و بعد از چند لحظه تن بابام رو پشت تن خودم حس کردم. باورم نمیشد که بابا اومده باشه رو تخت من و کنار من و دراز کشیده باشه. مونده بودم عکس العملی از خودم نشون بدم یا نه که حس کردم دست بابام رفت سمت شلوارم. شلوارم رو کشید پایین. جوری که کونم لخت شده بود. یه لحظه سردم شد. ولی باز هم چیزی نگفتم و خودمو خواب نشون دادم و وانمود کردم که چیزی نفهمیدم. ولی اون موقع بود که متوجه شدم که بابام میخواد تو خواب ترتیب منو بده. یهو یاد اون شبایی افتادم که بیش از حد خوابم میگرفت و عین جنازه میفتادم رو تخت و صبح با سردرد از خواب بیدار می شدم و تا آخر روز حسابی کسل بودم. حالا میفهمم چرا. اون شبا بابام تو اون لیوان شیر دارویی میریخت که من تو خواب سنگینی باشم و اون بتونه حسابی با من حال کنه. اینو که فهمیدم میخواستم برگردم و بزنم تو صورتش که حس کردم یه چیز داغ لای پامه. انقدر لذت بخش بود که بی خیال برگشتن شدم و ترجیح دادم همچنان خودمو به خواب بزنم ببینم چی میشه. عجب کیری داره بابام. فکرشو نمیکردم مامانم انقدر خوش به حالش بشه. یه کیر کلفت و دراز که لای پای منو حسابی داغ کرده بود و آب به کسم آورده بود. بابام یه کم با لای پام حال کرد و بعدش همون حالت شورتمو از پام درآورد. بعدش هم آروم آروم کیرش رو گذاشت دم کسم و یواش فشار داد تو. اینجا بود که فهمیدم که بابام از جریان سکس منو کامران با خبر بوده وگرنه دختر باکره ش رو نمیکرد.! وقتی کیر بابام رو تو کسم حس کردم میخواستم از اوج لذت جیغ بزنم. ولی خودمو کنترل کردم تا بابام نفهمه. اونم شروع کرد به عقب جلو کردن و بعد از یه مدت کوتاهی کیرشو درآورد. فکر کردم آبش اومده. ولی بعد از چند ثانیه دوباره گذاشتش لای پام. این بار حس کردم که روش کاندومه و با این حساب مطمئن بودم که حامله نمیشم. وقتی دوباره بابام کیرشو گذاشت دم کسم داشتم دیوونه میشدم. مدتها بود که سکس نداشتم و خیلی دلم میخواست یه کیر کلفت درست و حسابی بره تو کسم. که بابام حسابی این خلا رو برام پر کرد و کیر کلفت و درازش رو به من داد. کیر بابام همینطور میرفت تو و میومد بیرون و با هر فشارش من تا آسمون میرفتم و برمیگشتم و لذت میبردم. تو همین کیف و حال بودم که دیدم انگار کیرش داره بزرگتر میشه!!!!. و سرعت کارش هم بیشتر شد و فهمیدم که داره میاد. انقدر محکم به کسم میزد که به زور خودمو کنترل کردم تا صدام در نیاد. بابام بعد از اینکه ارضا شد یه کمی کیرشو تو کسم نگه داشت و بعد از چند لحظه آروم کشیدش بیرون. و خودش هم از رو تخت رفت پایین و شروع کرد به درآوردن کاندوم. من تو همون حال آروم برگشتم تا برای یه بار هم که شده این کیر خوشگل رو ببینم. و بدونم کیری که انقدر اون شب بهم حال داد چه شکلی بود.! اون شب یکی از بهترین شبای زندگیم بود. فکر نمیکردم سکس باپدرم میتونه انقدر لذت بخش باشه. ولی بود وهست! هنوز هم گاه گداری بابام شبا میاد و ترتیب منو میده. منم نیازی به خوردن شیر برای آرامش اعصابم ندارم. چون میترسم که اگر شیر بخورم از کیر چیزی نفهمم

27 Comments:

Anonymous Anonymous said...

ey val kheili bahal bod
merc azizam

5:07 AM  
Anonymous majid said...

salam
jaleb bood vali mesle dastanaye ghabli abotab nadasht ,khodaee harvaght dastanatomikhoonam ta erzashodan miresam
Danke!

6:28 AM  
Anonymous sara said...

salam
jaleb bod
movafagh bashi
bye

11:56 PM  
Anonymous nanazi said...

salam
man ham omadam ta be jame nevisande ha be peyvandam
albate ye dastan az dastanaye shoma ro gharz gereftam
http://jeegartalae.blogsky.com

9:18 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam
vagean dastan haie ba hali minevisi
gorbooooooooooooooooonet

2:51 PM  
Anonymous Anonymous said...

khili bahali

7:34 PM  
Anonymous Anonymous said...

khili bahali

7:34 PM  
Anonymous omar said...

salam
khobin
salomatn
baba kojae mordim az sag dard zod ap dit kon

10:52 AM  
Anonymous Anonymous said...

bipedare kesafat, goh to afkare kirit

9:20 AM  
Anonymous Anonymous said...

sag pedar,che natijei migiri az in karat?

9:21 AM  
Anonymous Anonymous said...

kheyli pas fetrat hasti.harom zadeh .bad bakht to az in keh ba pedaret hal mikoni khoshhali.sag berineh to in zandegiton . hamin u ha hastin jameh ro beh gand keshidin. mofsedin felarez. u az jendeh ham badtarin.

koobidehh@yahoo.com

11:58 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام
من خيلي خوشم مياد كه شورتا و كرستاي خواهرم رو تنم كنم
دوس دارم يه نفر باشه كه حسه منو داشته باشه و با وب به هم شورتو كرست نشون بديم
email ya massenger:hdvhk1234@yahoo.com

9:10 PM  
Anonymous yedooste_khoob_mesle_man@yahoo.com said...

ei kash man ham behet az on shira mydadam ta ba kire koloftar hal kony

12:42 AM  
Anonymous Anonymous said...

نطفه حرام صیغه ای هستی نسل حرومزاده های قانونی!
ولی حرومزاده چه قانونی باشه چه صیغه ای اخرش بازم حرومزاده ای
پدر دخترشو میکنه پسر مادرشو
برادر خواهرشو میگاد اخرسر هم ادعای مسلمان برحق بودن!
پست فطرین کثافتهای رو زمین شمایید نطفه های حرام صدپدره

11:01 AM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:12 AM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

2:30 PM  
Anonymous Anonymous said...

آرش هستم 32تهراني مجرد با خونه مجردي وعاشق ليسيدن و خوردن سينه كوس و چوچول هستم بعدش كون يا كوس ميكنم.كيرم كلفت و 20سانت هستش.
در صورت تمايل به من پيام بدين09379009409
mardemardarash@yahoo.com

6:05 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:23 AM  
Anonymous Anonymous said...

فقط بابات انجم میدی یا نه باکسی دیگه هم میتونی؟؟؟

11:02 PM  
Anonymous Anonymous said...

دوست عزیز از کردستان

من از آدربایجانم و با شما موافق!ننگ بر اینها

5:48 AM  
Anonymous Anonymous said...

تف تو ذات کثافت اشقالت باشهالاهی نه بمیری ی

10:43 AM  
Anonymous Anonymous said...

جدا که خیلی بیشرفی هم خودت هم پدرت

10:48 AM  
Anonymous Anonymous said...

Salam,

Saalhaast inja tooye europa delam wase ye kire kolofte Irani dare lak lak mizaneh hmmmmmmmmmmmmmmm!

HashariBoy,

1:30 AM  
Anonymous Anonymous said...

چت سکس میخوای ادد کن
mansour.ramtin@yahoo.com

7:26 PM  
Anonymous Anonymous said...

شما که مسلمونی چرا دنبال اینجور سایت ها میگشتی که اصلا بیایی نظر بدی . بدو برو نمازتو بخون . بعدشم جا نمازتو آب بکش

3:20 PM  
Anonymous Anonymous said...

شما که مسلمونی چرا دنبال اینجور سایت ها میگشتی که اصلا بیایی نظر بدی . بدو برو نمازتو بخون . بعدشم جا نمازتو آب بکش

3:23 PM  
Blogger مهدی نجفی said...

ی خانم میخوام برای سکس حضوری کسی بود تماس بگیره
۰۹۳۹۳۶۳۱۲۹۸

4:53 AM  

Post a Comment

<< Home