Wednesday, June 15, 2005

خاله سوسن

این قضیه مربوط به پاییز1380 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم. یعنی از همه چیز من خبر داره. چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدن و من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم. دیگه یه جورایی من و خالم با هم زندگی می کنیم. همه فامیل هم روی من یه جور دیگه حساب می کنن. میگن به به. یه پسر خوب! مومن! حرف گوش کن!. کلا هر جا دم از مردونگی میشه اسمه مارو هم می برن. (آره ارواح عمتون خبر ندارین.) دقیقا خالم از من 3 سال بزرگتره. (ما شا ا... بابابزرگ چه کمری داشته.) طوری هستش که هر جا میریم همه فکر می کنن منو خالم زن و شوهر هستیم. اما چه افسوس. هر کی این فکرو می کنه میگه چه تیکه ای رو داره هر شب می کنه. ولی نمی دونن که اصلا تا حالا به فاصله یه متری هم نخوابیدیم. چه برسه به... در ضمن اینو بگم که خالم صبحا می رفت سر کار. منم میرفتم دانشگاه. بعضی روزا هم که کلاس نداشتم یه دلی از عزا در می آوردم. زنگ می زدم به دوست دخترم میومد ما رو در یابه. یه روزپنج شنبه هم اون دیر اومد هم خاله زود اومد. منم از همه جا بی خبر که خاله ی ما پشت دره. می خواستم بکنم تو کون دوست دخترم. اون می گفت:کلفت و درازه می ترسم پاره بشم. خلاصه پیچوند. منم حشری. نگو حالا خاله ما داره میشنوه. یهو صدای به هم خوردن در اومد. نمی دوستم که خالم داره فیلم بازی می کنه. فکر کردم خالم تازه اومده. سریع لباسمونو پوشیدیم. مثلا داریم درس می خونیم. خالم داد زد ساسان کجایی؟ کفشات که اینجاست. مهمونم داری. رفتم بیرون گفتم:به خانم خانوما زود تشریف فرما شدین. همون لحظه فرشته دوست دخترم اومد بیرون. خالم گفت: خانوم کی باشن؟ فرشته هول شد وافتاد به تته پته کردن. من سریع گفتم: از دوستان دانشگاه هستن. داشتیم درس می خوندیم. خالمم نامردی نکرد تیکشو انداخت. گفت: بله خیلی هم خسته شدین. خیس عرقین. معلومه درس سنگینی بوده. تو مایه های برخورد فیزیکی بین... پریدم تو حرفش. گفتم:سوسن داری چی میگی؟ گفت:بعدا بهت می گم. آقا اون روز من اومدم که فرشته رو برسونم جیم شدم. ساعت10 شب اومدم خونمون. مامانم گفت:ذلیل مرده کدوم گوری هستی؟ برو ببین خالت چیکارت داره. منم ریدم به خودم. گفتم:الان خاله ساکمو بسته می خواد بزاره زیر بغلم و یه لگد تو کونم پرتم کنه بیرون. خلاصه رفتم خونه. چون کلید داشتم در رو باز کردم رفتم تو. مثلا من خونه نرفتم. تو همین فاصله هم ننم زنگ زده بود ریده بود به نقشم. گفت:کجا بودی؟ احساس کردم یه جور دیگه شده بود. گفتم:تو کوچه ها. الان اومدم اینجا ساکمو بردارم برم. دیگه بابت امروز بد جوری ضایع کردم. گفت: خفه شو پدر سگ مادرجنده. پس اون کونی ای که خونه بوده مامانش گفته بیاد اینجا لابد عمه من بوده. دیدم آره ننه سریع گزارش داده. دیگه موندم چی بگم. گفتش می خوری؟ گفتم:چی؟ گفت:ودکا. دیدم آره. خودشم مسته. پس بگو چرا انقدر داره بد صحبت می کنه. حالیش نیست. گفتم: نه. گفت:خفه شو. باید بخوری. رو حرف من حرف نیار. منم چون واقعا خاله سوسنمو دوست داشتم (از بچگی باهم بزرگ شده بودیم) قبول کردم. منم خوردم مست مست شدم. دیگه هیچی حالیم نبود. سه تا ودکا روسی رو دو نفری خوردیم. دیدم واقعا مست مست. گفتم:سوسن جون. من برم بخوابم. برگشت گفت:کمکم نمی کنی منو ببری تو اتاق؟ دیدم مست تره. زیر بغلشو گرفتم. بلندش کردم یهو دستشو برد طرف کیرم. (از اینجا به بعدش رو با حالت مستی بخونید تا برید تو حس) گفت: اینو بهم امشب قرض میدی؟ گفتم: چی؟ گفت: شنیدم بد جوری کلفته. می خوام امشب تو من باشه. میدیش؟ گفتم:نیکی و پرسش؟ یهو دو نفری با هم افتادیم رو تخت. من هم زیرش موندم. سرشو آورد بالا. گفت:ساسان جون خیلی می خوامت. منم گفتم:ما بیشتر. شروع کردیم از هم لب گرفتن. اصلا حواسم نبود دارم چیکار میکنم. تی شرتمو در آورد. شروع کرد با موهای روی سینم بازی کردن. منم از رو پستوناشو میمالیدم. دیگه داغ کرده بودم. بعد از رو بلوز تونستم کرستشو باز کنم. بعد از 10 دقیقه کاملا لخت مادرزاد شده بودیم. داشتیم با هم ور می رفتیم. بی اختیار دستمو بردم طرف کسش. واقعا داغ بود. شروع کردم کسشو لیس زدن. با هر بار لیس زدن من آه خالم درمیومد. برگشت کیرمو بگیره دستش. تا دید گفت:اوه اوه بنده خدا حق داشت نمیذاشت کونش بزاری. تازه فهمیدم قضیه چیه. منم بیشتر حشری شدم. افتادم به جون کس خالم. چه لیسی میزدم. خالمم کیرمو تو دهنش جا داد. همشو خورد. اونقدر خوب ساک میزد که انگار صد ساله اینکارس. احساس کردم می خواد آبم بیاد. بهش گفتم:ولی اون به کارش ادامه داد و آبم اومد. همشو خورد. نذاشت یه قطرشم برام بمونه. بعد بی حس افتادم رو تخت. ولی انگار سوسن تازه خوشش اومده بود. می گفت: بازم می خوام. افتاد به جون کیرم. هر طوری بود باز کیر مارو بلند کرد. من چشامو بسته بودم. رو تخت دراز کشیده بودم. احساس کردم کیرم داغ شد. چشامو باز کردم دیدم تادسته کرده تو کسش. ( آرزویی که خیلی وقت بود خالم انتظارشو می کشید. طبق گفته هاش تو روزای بعد.) انگار به من آمپول حشریت زده باشن. با دیدن این وضع بلندش کردم خوابوندمش. خودم شروع کردم به تلمبه زدن. حالا نزن کی بزن. یه ربع یا نیم ساعتی داشتم این کاررو می کردم. برگشت. گفت: عقب چی؟ عقب نمیزاری؟ گفتم: مگه عقب مجازه؟ گفت: آره. منم از خدا خواسته. پریدم پشتش. کیرمو گذاشتم دم سوراخش. فشار دادم تا ته رفت. دادش رفت هوا. گفت:گه خوردم. همین کسم بیا بزار. من به حرفش گوش نکردم. به کارم ادامه دادم. دیگه داداش به آه و ناله تبدیل شده بود. معلوم بود داره لذت میبره. منم انگار تو سوراخ تراش کرده بودم. مگه تو می رفت. اولاش باز به سرم زد کسش بزارم. برگردوندمش. کردم تو کسش. یه 4 تا تلمبه زدم دیدم با کسش داره بازی می کنه. فهمیدم می خواد ارضا بشه. منم دیدم دارم ارضا می شم بهش گفتم:من دارم ارضا می شم. اومدم بکشم بیرون پاهاشو دور کمرم حلقه کرد. نذاشت کیرمو بکشم بیرون. همه رو خالی کردم تو. وای چه لذتی داشت!. هیچ وقت یادم نمیره. دفعه اول واقعا لذت بخش بود. بهش گفتم: چرا؟ گفت: قرص زد حامله گی دارم. اونارو می خورم. منم خیالم راحت شد تا صبح لخت تو بغل هم خوابیدیم. صبح که شد بهم گفت: ساسان اگه تو بچه خواهرم نبودی حتما باهات ازدواج می کردم. چون تو واقعا فوق العاده ای. منم به همین خاطر از هوشنگ طلاق گرفتم. یه بار کارشو می کرد دیگه باهام کاری نمی کرد. بهم قول بده هر وقت سکس خواستم منو ارضا می کنی و همچنین تو. منم از خدا خواسته قبول کردم. تقریبا از اون روز به بعد خالم و من لا اقل هفته ای دو بار رو با هم هستیم و کاملا مثل زنا و شوهرا شدیم. تقریبا چهار سالی میشه با خالم هستم ولی هیچکدومش اون بار اول نمیشه. اون یه چیز دیگه بود. تازه گیها مامانم گیر داده می خواد دستمو بند کنه. به خالم قضیه رو گفتم. اونم ناراحت شد. نمی دونم چیکار کنم. اگه می شد حتما با خالم ازدواج می کردم و از این شهر به یه شهر دیگه می رفتیم. ولی حیف حرف مردم رو چیکار کنیم.

30 Comments:

Blogger sara said...

salam
khob hasti?
movafagh bashi
bazam behet sar mizanam
bye
sara

12:59 AM  
Anonymous shima said...

in kose shera chie minevisi pedar jan.
badesham chikaresh darin saeid teflako , bad mikone dastan minevise baraton hal mikonid?
aslan ki gofte bayad vaghei bashan dastana, shoma mage vaghti film sexy mibini mikhaei vaghei bashe?!

4:26 AM  
Anonymous Anonymous said...

be nazare man dastanhat kheili shabihe ham shode ye fekre taz bokon masalan dastane mossavar!!!

10:24 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam dooste aziz
baz ham ba hal neveshti
olkimj bye

1:51 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام
خوبی
از اینکه چند وقتی به شما سر نزدم منو ببخشید از اینکه هنوز ا÷دیت می کونی خوشحالم راستی من ÷اسورد وبلاگمو گم کردم ومجبور شودم یه وبلاگ جدید درست کونم ادرس میدم به من هم سر
بزنین مننون میشم
http://mamansexkostala.blogspot.com

11:02 PM  
Anonymous omid said...

http://mamansexkostala.blogspot.com
salam
ba man sar bazanin

12:15 AM  
Anonymous Anonymous said...

chera enghad dir update mikoni ?

4:22 AM  
Blogger mazar said...

hi...write erotic & don`t write porn....visit my fucking blog

2:48 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam
khob hastin?
kashlki manam ba khalam sex dashtam albate to fekresh hastam va agar ke bahash sex anjam dadam minevisam to site
shoma ham chand ta az dastan haye jalebe digee dar morede sex ba khalatono benevisin
movafagh basdhin
bye

6:06 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام
من خيلي خوشم مياد كه شورتا و كرستاي خواهرم رو تنم كنم
دوس دارم يه نفر باشه كه حسه منو داشته باشه و با وب به هم شورتو كرست نشون بديم
email ya massenger:hdvhk1234@yahoo.com

5:45 AM  
Anonymous Anonymous said...

be in weblog sar bezaninhttp://www.koone-soroor.persianblog.com/
darbareie mamaname

9:21 AM  
Anonymous Anonymous said...

be webloge mamanam sar bezanin ia link bedinhttp://mamansexkostala.blogspot.com

ramtin321 id mane

9:22 AM  
Anonymous Anonymous said...

be in weblog sar bezanin darbareie mamanamehttp://mamansexkostala.blogspot.com
id man ramtin_321

9:23 AM  
Anonymous Anonymous said...

be in weblog sar bezanin k amelan darbareie mamanamehttp://www.koone-soroor.persianblog.com/

id man ramtin_321

9:24 AM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از آتش معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:10 AM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

2:29 PM  
Anonymous Anonymous said...

می گویند: روزی عده ای از شیعیان به دیدار امام رضا(ع) آمدند و به خادم امام گفتند: می خواهیم آقا را ببینیم آقا اجازه نداد. بعد از چندین مرتبه، امام اجازه ورود را دادند. همه آمدند به امام گفتند: ما همه شیعه شماییم، چرا اجازه نمی دادید. امام(ع) فرمود: شما محب ما هستید نه شیعه ما؛ شیعه آن کسی است که به فرمان ها و دستورهای ما گوش دهد و عمل کند. قال الامام علیه السلام: ان شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا و یطیعونا فی جمیع اوامرنا و نواهینا فاولئک شیعتنا فاما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا؛ شیعه ما کسانی هستند که آثار و گامهای ما پیروی می کنند و در همه اوامر و نواهی از ما اطاعت می کنند. اینان شیعیان ما هستند و اما کسانی که در بسیاری از واجبات الهی با آن مخالفت می ورزند، ایشان از شیعیان ما نیستند. (بحارالانوار، ج 65، ص162)
در حقیقت امام(ع) می فرماید که هرکس که محبت اهل بیت(ع) را در دل دارد شیعه نیست؛ بلکه شیعه شرایط خاصی دارد که اطاعت محض و کامل از ما و فرمان های الهی یکی از آن هاست....لعنت خدا بر آنهایی که با راه اندازی سایت های غیر اخلاقی جوانان شیعه را منحرف می کنند....

2:30 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam lotfan ye dokhtare yazdi ya daneshjo yazd bara dosti ba halbezange 09358901216

2:21 AM  
Anonymous Anonymous said...

ببینم تو ایران این همه طلاق و اینها دروغه ، پر پر زدن دختر ها وپسرها برای سکس دروغه.
با اینکه از این داستانت خوشم نیومد ولی یه جورایی حالم از این جیره خوارهای بدون لیست بهم میخوره که میخوان واقعیت های ایران رو سمبل کنند که مثلاً اینجور چیزها تو ایران نیست.
اتفاقا هست بدجوری هم هست تا زمانی که تو جیره بگیری زن و دخترت و خواهرت و مادرت میرن کس میدن تو هم خبر دار نیستی.

1:35 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam akhe shoma chegadr dastane khale o ame o khahar va madar takhayoliy minivisid ye bar dastane sex ba dost dokhtar ro benevisd onam vageay mamnon misham age dastan haye ro ke minivisid kami be vageayat nazdikeshon konid

5:23 PM  
Anonymous Anonymous said...

Ba arze sharmandegi kheyli dastanaye tokhmi va tekrari minivisid berid peye kon dadaneton shayad be ye ja residid manam age vaght kardam vase inke moshtari ziad beshe mikonameton.bashe khoshgele

3:44 PM  
Anonymous Dani said...

hi!...
this is hottest story.
thanks alot

1:15 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام هموطنای عزیزم من از کردستان هستم. من یه حرفی باهاتون دارم. از خوندن این چرت و برتها عصبی نشین و فکر نکنین که واقعیت داره. نویسنده این داستانها حتی زحمت فکر کردن به محتوی دستان رو هم به خودش نداده. این داستانها ترجمه کلمه به کلمه داستانهای مشابه سایتهای خارجیه. فقط اسم نفراتشو ایرانی کردن. ولی خیلی ناشیانه این کارو کردن چون از محیط داستان میشه فهمید که بازیگراش اصلا ایرانی نیستن. بس واقعا هدف از این کار چیه؟ فقط سرگرمی؟ یا خود ارضایی؟ یا نه یه برنامه حساب شده برای به هم زدن مغز نوجوونای کم ظرفیت؟ این سایتها خیلی شبیه تفکر "نیچه" هستش که دوست داشت با خواهرش ازدواج کنه. ولی خداییش ماها که اومدیم توش و کامنت گذاشتیم از سر کنجکاوی بود اما اخرش هممون یه حس مشترک داشتیم اونم تنفر از خودمون که کامبیتر رو الوده کردیم به این کثافتکاری و تنفر از این طرزتفکر غیر شرقی و غیر ایرانی. بیاین با هم بدترین فحش و بدترین لعتی رو که بلدیم براشون بفرستیم - الهی امین

2:19 AM  
Anonymous amir said...

hi,ye dokhtar ahle hale 16_17 tamas begire.09386467227

1:06 AM  
Blogger ebrahim said...

salam kire manam 24cm hast ba ghotre 4cm
age kasi mikhad tamas begire
bedune ghors mitunam 15 min bokonam bare dovom dige napors
09371427501 begid sasan ta yadam biad

2:29 PM  
Anonymous Anonymous said...

dost aziz. Chera enkararo mekonid. Az neveshtan ena che sode nasebeton mesha?

11:24 PM  
Anonymous Anonymous said...

ajab.aslan jaleb nabod.az in k az bas ba khale mamano ame o .... kardin khaste nmishin

3:32 AM  
Anonymous Anonymous said...

kiram to on khale jendat
khak tosare khale ghifet konan
kiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiramanam tosh

12:25 AM  
Blogger arezo said...

کلیپ لو رفته
solidcreative.ru/upload/files/clip021.rar

11:27 AM  
Blogger عادل سيف said...

شبكة قنوات المناهل

4:35 AM  

Post a Comment

<< Home