Thursday, August 11, 2005

من ومامانم وخاله میترا

سلام من آریا هستم و 20 سالمه. تنها بچه خانواده هستم. یه مامان خوشگلم دارم که 41 سالشه و یه خاله که3 سال از مامانم کوچیکتره. اسمش میتراس وبچه دارهم نمی شه. خاله میترا همه کاراشو با مامانم انجام میداد از خرید گرفته تا .... خاله میترا و مامانم خیلی با هم راحتن. مثلا بعضی وقتا می شنیدم که از سکس به هم صحبت میکنن که دیشب چه جوری سکس کردن یا دوست دارن چه جوری سکس کنن وازاین حرفا...... اینم بگم که خاله میترا هیکل سکسی داره بدن جا افتاده سینه های گوشتی (سایز85) کون قلمبه و پاهای تپل. خلاصه هر چیزی که برای حشری کردن یه مرد لازمه. ماجرایی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به 2 سال پیش وهمش ازاونجایی شروع شد که من بعضی وقتا با مامانم میرفتم حموم. یعنی ازبچگی این جوری بوده و برام عادی بود. ولی مامان هنوزم فکر میکرد من همون آریا کوچولوم و جلوم لخت لخت میشد. راستش تو بچگی اصلا از این کار خوشم نمیومد ولی بزرگتر که شده بودم خوشمم اومده بود. من با مامان خیلی راحت شده بودم. هرسوالی که برام پیش میومد می پرسیدم. اونم جواب می داد. مثلا برام گفته بود که چه جوری به دنیا اومده بودم. یه بار بهش گفتم مامان چرا اینقدر سینه هات بزرگه؟ آخه واقعا بزرگ بود. تو فامیل تک بود، تو بزرگی وسکسی بودن. اینو از نگاه های بچه های فامیل تا مردای فامیل میشد فهمید.{سایز 95} خندید وگفت بزرگتر که شدی می فهمی. وقتی زیاد گیر دادم گفت: اینا دلخوشی باباته. فهمیدم که بابامم عاشقه سینه های مامانمه و فهمیدم چرا بعضی وقتا موقع خواب مامان به بابا می گفت شیر نمی خوای؟ همیشه به بهونه ی شستن تن و بدن مامان میتونستم به سینه هاش وکل بدنش دست بزنم وهمیشه وقتی دست به کونش میزدم خودشو می داد عقب. فکرکنم از کون خیلی تحریک میشد. مامانم هیچی نمی گفت ولی وقتی زیاده روی می کردم میگفت دیگه داری شیطونی می کنیا! چون دودولم گنده میشد واونم می فهمید ولی اینا باعث نمی شد که دیگه با مامان نیام حموم. می گفت: عیبی نداره عادی میشه. تو این سن همه همین جورین (ندید بدید) بهم چیزی نمی گفت فقط می خندید. یه باربهش گفتم چرا میخندی؟ گفت آخه با این سنت چیزی از بابات کم نداری. نمی دونم همسن بابات بشی چی ازآب در می یای. خدا به داد زنت برسه. بعد منو محکم تو بغلش گرفت. طوری که کیرم رفت لای پاش وسینه هاشو فشار میداد تو صورتم وهمش قربون صدقم میرفت. اولین باری هم که آبم اومد جلوی مامانم بود. آخه همیشه مامانم موهای کیرمو برام میزد و منم برای مامانم این کارو میکردم. یعنی موهای کسشو براش میزدم مامانم خودش این جوری می خواست. از این کار لذت می برد. پاهاشو باز می کرد منم با یه دست کسشو صابونی می کردم و با اون دستم براش می زدم. می فهمیدم که از این کار من لذت می بره ولی به روش نمیاورد که من پر رو نشم. منم از قصدهمش دست چپمو می مالیدم رو کسش اونم چشماشو می بست و حال می کرد. یه بارکه داشت موهای کیرمو میزد دستش رو حسابی صابونی کرد. کیرمو گرفت وشروع کرد به زدن. ولی اینقدر کیرمو اینور اونور کرد تا آبم ریخت تو دستش. من نمی دونستم چی شده. از مامان پرسیدم. اونم گفت هیچی عزیزم دیگه مرد شدی. بعد کیرمو(آخه دیگه مرد شده بودم) گرفت و بوسید. بعد از اون روز رومون بیشتر به هم باز شد چون دیگه همش باهام شوخی می کرد و با کیرم ور میرفت یا کونشو میمالید به کیرم. جوری که مثلا اتفاقی بوده. وقتیم که خیلی حشری می شدم میگفت راحت باش. اگه می خوای جق بزن. می گفت کسمو نگاه کن جق بزن. خودتو خالی کن. ولی من چون عاشق سینه هاش بودم همیشه یه دستم روی سینه هاش بود و جق می زدم. یه دفه ازش خاستم که اون برام جق بزنه. با التماس قبول کرد. کنارم رو زانو نشست طوری که سرش سمت کیرم بود وکونش طرف من. شروع کرد برام جق زدن. خیلی آروم و حرفه ای این کارو میکرد. منم با کونش بازی میکردم تا آبم اومد. بهترین جق عمرم بود. ولی نمی دونم چرا ازم نمی خواست که باهاش سکس کنم. منم که روم نمی شد. فکر کنم همه این چیزا رو برای خاله میترا هم تعریف کرده بود و گفته بود که چه کیر مردونه دارم. چون متوجه شده بودم که خالم یه جور دیگه نگاهم می کنه و حتی رفتارشم با من عوض شده بود. دیگه خودشو انقد جلوی من جمع وجور نمی کرد. برعکس راحت ترم شده بود. مثلا باهم شوخی میکردیم جلوم خم میشد تا سینه هاش معلوم بشه یا می نشست روی پام و... یه روز خاله میترا و مامان رفته بودن خرید. منم تازه از فوتبال اومده بودم و ولو شده بودم رو کاناپه. حولمو برداشتم برم حموم که مامان وخاله اومدن. من گفتم: میرم یه دوش بگیرم. مامانمم گفت: منم خیلی عرق کردم باید یه دوش بگیرم. برو منم میام. گفتم: باشه. خواستم برم که خاله میترا گفت: منم میام! من خیلی جا خوردم. مامانمم گفت لازم نکرده. تو صبر می کنی بعد از ما میری. خاله هم راضی شد. منم رفتم ولی تو دلم همش به مامان بد و بیراه می گفتم که جلوی خاله میترا رو گرفت. رفتم تو حموم. زیر دوش بودم که یه دفعه مامان اومد تو. مثل همیشه لخت لخت. همین جوری که داشت میومد جلو سینه هاش تکون می خورد. منم که مثل همیشه فوری شق کردم. مامان خندش گرفت. گفت: حالا صبر کن برسم بعد. اومد زیر دوش کنار من. منم بغلش کردم وبوسیدمش. با لحنی بیحال گفت: برو اونور توام. دارم از گرما می میرم. نچسب به من. منو میگی! کلی ضدحال خورده بودم. کیرم داشت دیگه می خوابید که یه دفعه دیدم خاله میترا با شورت و کرست مشکی که سفیدی بدنشو جذابتر می کرد اومد تو. فکر کنم مامان از بس هول بود در رو کامل نبسته بود. من که تا حالا خالمو اونجوری ندیده بودم کلی کف کردم و دوباره کیرم مثل سنگ شد. مامانم دیگه صداش دراومد: مگه نگفتم صبر کن بعد ما؟ چرا اومدی؟ خاله میترا گفت: آخه منم گرمم بود. داشتم می مردم. ولی معلوم بود که داره دروغ میگه چون همش نگاهش به کیر من بود. منم که یادم رفته بود لخت لخت با کیر شق شده جلو خالم وایسادم. فقط داشتم خالمو با شورت و کرست دید میزدم. خلاصه خاله میتراهم خودشو جا کرد. مامانم دیگه چیزی نگفت. خاله میترا تا اومد کنار من بهم گفت: این چیه دیگه شیطون؟ داشتین چی کار می کردین؟ مامان گفت: خفه شو میترا! این عادتشه. همیشه همین جوریه تو حموم. خاله میتراهم خندید و گفت: چه عادت خوبی. خوش به حالت. مامانمم خندش گرفت ولی من ققط تو نخ سینه ها و خط کس خاله بودم. خاله همش به بهونه های الکی خودشو می مالید به من و به کیرم دست میزد. منم اولش خجالت می کشیدم ولی خوشم میومد. مامان گفت: میترا بچه ی منو اذیت نکن. خاله هم گفت: کاریش ندارم که توام. من که دیگه داشتم میمردم از شق درد. وقتی خالم دید دارم بد جوری نگاش میکنم به شوخی گفت: می خوای اینارم در بیارم راحت باشی؟ منم با پررویی گفتم: اگه این کارو بکنی که خیلی خوب میشه. اونم ازخدا خواسته پشتشو کرد به من گفت: بازش کن. گفتم: چیو؟ خالم گفت بند کرستو دیگه. مگه نمی خوای ببینی؟ وای من عاشق این کار بودم. هر وقت تو فیلم سوپر این صحنه رو میدیدم 100 میزدم عقب و دوباره می دیدم. بعد خالم برگشت و گفت: بیا ببین چطوره. منم گفتم: عالی. ولی چون می خواستم نشون بدم که چقد مامانمو دوست دارم گفتم: هرچی که باشه به مامانم که نمی رسه. با این حرفم خالم شاکی شد ولی مامانم کلی حال کرد. منو بغل کرد و سینه هاشو فشار داد تو صورتم. می دونست من عاشق این حرکتم وهمش قربون صدقم میرفت. خاله میترا که دید اینجوریه خواست برگه برنده رو کنه. دیدم خم شد و شورتشو در آورد. وای دیگه نمی شد رو این کون حرف زد. واقعا حرف نداشت. بعدشم همش خودشو از پشت می مالید به من. منم دیگه نتونستم تحمل کنم و از پشت چسبوندم بهش و سینه هاشو گرفتم. خاله میترا هم یه آه کشید. معلوم بود اونم خیلی حشریه. همش کونشو می داد طرف من.... منم که دیگه پر رو شده بودم وحشری. اصلا یادم نبود مامانم داره منو نگاه می کنه. آخه صداش در نمیومد. بعد خالم خوابید کف حموم و گفت بیا بخواب رو من. منم یه نگاه به مامانم کردم. ( یعنی اجازه) اونم با لبخند گفت برو پسرم. اینم خالته. غریبه که نیست. عیبی نداره. منم رفتم. خالم ازم خواست که سینه هاشو بخورم. منم مثل قحطی زده ها می خوردم تا اونجا که می تونستم سینه هاشو میکردم تو دهنم. خالم داشت آخ و اوخ می کرد و همش میگفت بخور... فشارش بده.... نوکشوگازبگیر... بعد کیرمو با دستش گذاشت دم کسش و گفت بکن تو. ولی لازم به گفتن اون نبود. چون قبل از این که حرفش تموم بشه من کیرمو تا جایی که می تونستم کردم تو. وای چه کسی! اولین بار بود مزه ی کس کردن رو می چشیدم.... هیچی نمی فهمیدم. فقط وحشیانه تلمبه میزدم. خالمم می گفت محکم تر... تندتر... بکن بکن. منی که همیشه تا دستم به کیرم می خورد می خواست آبم بیاد نمی دونم چی شده بود اصلا انگار نه انگار. انقدر محکم تلمبه میزدم که خالم گفت: بلند شو کمرم درد گرفت. وقتی بلند شدم دیدم مامانم داره با خودش ور میره و سرو صداش حمومو برداشته. خاله میترا بلند شد و دستاشو گذاشت رو دیوار و خم شد گفت: زود باش دیگه شروع کن مردم. از اینکه یه زن 38 ساله داشت به من 18 ساله کس ندیده التماس میکرد حال میکردم. بعد دوباره کیرمو با یه تف جانانه کردم تو کسش. حالا دیگه من سرپا بودم و راحت تر می تونستم تلمبه بزنم. خالم همچنان جیغ میزد که انگار داره پاره میشه. هم من تلمبه می زدم هم اون خودشو به طرف من هول می داد. بعد دستای مامانم رو روی پشتم حس کردم. فکر کنم اون دیگه ارضا شده بود و اومده بود پیش ما. تو همین حال و هوا بودم که احساس کردم که یه چیزی مثل سیل می خواد از کیرم بزنه بیرون. دیگه فرصت نشد به خالم بگم. یه آه بلند کشیدم و تمام آبمو ریختم تو کس خاله میترا. اونم بدترازمن صداش دراومد. انگارداشت ازلذت می مرد. داد میزد: وای سوختم... چقد داغه... آتیشم زدی... بریز همشو. بریز تو کسم. منم همه ی آبمو خالی کردم. مامانمم از پشت منو بغل کرده بود. خودشو می مالید به من. بعد خاله میترا برگشت و کیرمو کرد تو دهنش و تا قطره آخرشم خورد. بعد مامان گفت: بسه دیگه..... پاشین بریم. الان منصور(بابامه) میاد. مارواینجوری ببینه اصلا خوب نیست. بعدشم همگی یه دوش گرفتیم و رفتیم بیرون. خاله میترا به مامانم می گفت: من اگه همچین پسری داشتم دیگه شوهرلازم نداشتم. من که تا یک هفته تو کما بودم که چی به من گذشته. خیلی حال کرده بودم.بعدازاون جریان مامان همش به من می گفت: دیگه این کارو با خاله میترا نکن. یه وقت آبرو ریزی میشه. به خاله میتراهم میگفت که با آریا کاری نداشته باش ولی خاله میترا دست بردار نبود. فکر کنم خیلی بهش حال داده بود. همش باهام از سکس حرف میزد و باهام شوخی میکرد. یه بار یادمه وقتی ما خونشون بودیم توی آشپزخونه گیر داد که باید کیرتو ببینم و می گفت واقعا باید به بابات احسنت گفت. بیبین چی ساخته! حالا دیگه بعد از سکس با خاله اونم جلو مامان رابطم با مامان نزدیکتر و سکسی تر شده. یعنی خودش فهمیده بود که چه چیزی همیشه در کنارش بوده ولی استفاده نکرده. یه جورایی به خاله میترا حسودی میکرد ولی روش نمی شد بگه. شایدم می ترسید. نمی دونم. ولی بالاخره با مامان جونم سکس کردم که اونو بعدا براتون میگم. خوش باشید

26 Comments:

Anonymous Acr said...

salam man mikhastam behet begam ke karet kheili alie va dar zemn inam bayad begam ke nabayad hich vaght az kam boodane comment ha naomid beshi chon mohtavaye webloget ye joorie ke har irani be in rahatia nemitoone too zehnesh bahash kenar biad .omidvaram haminjoor edame bedi

3:18 AM  
Anonymous Anonymous said...

mikhastam begam fogholade avazi hasti
yek adAM TAMAM MOZAKHRAF
GABR BIKHASIAT
YEK ADAM BIHAYA
AHMAGH MAN FEKR MIKARDAM AKHAR KHALaFAM
AMA AZ TO AVAZI TARAM HAST
????/
VAGHEAN hasdt?
to yek ahmaghe be tamam manaei
ye ensane paste bi eteghade
vojoodet maye sharme
adamast
ahmagh sex ba mamanet ba khalat?
yani adam ta inhad heyvoon
be to ham in forsato midam ta betooni dar mored man nazar bedi
avazi man ba in id montazeretam
moontra3000
in id mane avazi
be emam reza to ro az zendegit hazf mikonam

3:45 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam joonerare past tar az khook
koonet paras

2:14 PM  
Anonymous majid said...

khak to saret ba khalat gharar bezar bokonesh

6:38 AM  
Anonymous majid said...

khak to saret ba khalat gharar bezar bokonesh

6:38 AM  
Anonymous Anonymous said...

meshe shomarato bede ta maman o khalatooo bokonam

7:34 AM  
Anonymous Anonymous said...

Fek nemik0ni bayad ye farghi beine heyvun0 ensan bashe?
Fek nemik0ni ba in karet az h0zeye ensaniat kharej sh0D?
Rahe bargashT nadri
Tanha f0rsatet baraye zendegi r0 be bahaye heyvun budan f0r0khT
Barat M0teasefam

5:20 AM  
Anonymous Anonymous said...

Salam man mamanam va khaharamo kardam harki kose mamie mano mikham zang bezane lotfan fagat pesara zang bezanan chon mamanam kir mikhad 0937051887

6:06 PM  
Anonymous Anonymous said...

یادی از معاد کنید و به یاد داشته باشید که خداوند توبه کاران را دوست دارد.

10:07 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام از نظر من اين داستان ها همش دروغ است اين ها همش در بدل پول که از امريکايي ها ميگيرن مي نويسن و نام ايران را بد ميکنن اين ها همشان اخرت خود را به دنيا فروختن لعنت به اين مردم نابود باد کسي که مردم مسلمان را اين طوري از راه ميکشن و دين اسلام را بد نام ميکنن من خودم افغاني هستم اما افغان ها مان اينقت بيغيرت نيستن زنده باد مردم افغانستان اضهار نظر از لکسس پنجشيري Laxix.khaled@yahoo.com +93772053225

6:54 PM  
Anonymous jack_pesar said...

salam man esmm awar 35 salam ast qadam a87 va man 4shane hastam khoshqeafe hastam adresam iraq kurdistan arbil masif salahadin man asheqe ab va havae iranm va asheqe dokhtarhae iranm ba abo hawaesh man dokhtar mikham barae dosti hata barae ezdwaj kardan va har jaei bekhad man anja hastam plz p m tel 07504525000 yahoo emil jack_pesar man vali baead begam man asheqe sexy hastam faqat dokhtar ba hal baram pekham ya ba yahoo montazeresh hastam montazeram

12:45 PM  
Anonymous awar said...

salam man esmm awar 35 salam ast qadam a87 va man 4shane hastam khoshqeafe hastam adresam iraq kurdistan arbil masif salahadin man asheqe ab va havae iranm va asheqe dokhtarhae iranm ba abo hawaesh man dokhtar mikham barae dosti hata barae ezdwaj kardan va har jaei bekhad man anja hastam plz p m tel 07504525000 yahoo emil jack_pesar man vali baead begam man asheqe sexy hastam faqat dokhtar ba hal baram pekham ya ba yahoo montazeresh hastam montazeram

12:46 PM  
Anonymous awar said...

salam man esmm awar 35 salam ast qadam a87 va man 4shane hastam khoshqeafe hastam adresam iraq kurdistan arbil masif salahadin man asheqe ab va havae iranm va asheqe dokhtarhae iranm ba abo hawaesh man dokhtar mikham barae dosti hata barae ezdwaj kardan va har jaei bekhad man anja hastam plz p m tel 07504525000 yahoo emil jack_pesar man vali baead begam man asheqe sexy hastam faqat dokhtar ba hal baram pekham ya ba yahoo montazeresh hastam montazeram

12:48 PM  
Anonymous awar said...

salam man esmm awar 35 salam ast qadam a87 va man 4shane hastam khoshqeafe hastam adresam iraq kurdistan arbil masif salahadin man asheqe ab va havae iranm va asheqe dokhtarhae iranm ba abo hawaesh man dokhtar mikham barae dosti hata barae ezdwaj kardan va har jaei bekhad man anja hastam plz p m tel 07504525000 yahoo emil jack_pesar man vali baead begam man asheqe sexy hastam faqat dokhtar ba hal baram pekham ya ba yahoo montazeresh hastam montazeram

12:49 PM  
Anonymous Anonymous said...

کاش مامان منم ا

1:43 PM  
Anonymous Anonymous said...

منم دوست دارم مامانمو بكنم ، ولى مؤمنه و پا نميده !!

6:46 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam lotfan age mishe dastan ya khatere ya har neveshteiee ke tosh rah haye tor kardane mamano ye joraiee tozih dade ya masalan yad dade benevisid. to in dastanaton hameye mamana ye joraiee jende bodan yani age pesareshon nemikardeshon be kase dige midadan vali ma bishtar mibinim ke injori nist, masalan aksare mamana ke shohar daran jende nistan ya harz nemiparan age mishe lotfan tarigheye razi kardan ya tor kardane injor mamana-ro-dar posheshe dastan ya khatere ya har chizi ke khodeton salah midonid benevisid. dar zemn man kolli dastan, ax, film khareji va irani daram ke tosh mavarede vagheiee ham hast nemidonam chejori beheton beresonam lotfan rahnamaiee konid. be harfe kasi ham gosh nakonid shirin tarin sex to donya sex ba mamane ino hame midonan hatta oon jakeshaiee ke mian fohsh midano ezhare fazl mikonano hamaro nasihat mikonan. movaffaq bashid.

12:47 PM  
Anonymous Anonymous said...

چرا شما غيرت ندارين؟#گريه

10:15 AM  
Anonymous Anonymous said...

دست کمی ازعمرنداری فقط مونده مامان جندت حامله بشه //بخونیداماباورنکنیدننه کسه هامی خوان سکس بامحارم عادی بشه

9:08 PM  
Anonymous Anonymous said...

من سروش هستم/ یه دوست دختر از تهران میخوام09397040222

10:41 AM  
Anonymous Anonymous said...

من سروش هستم یه دوست دختر از تهران میخوام09397040222

10:42 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam man armin hastam az teh ye dokhtar khoob az teh bezange. 09365829752 hatman bezange.

3:07 AM  
Anonymous Anonymous said...

salam man armin hastam az teh ye dokhtar khoob az teh
bezange. 09365829752 hatman bezange.

3:09 AM  
Blogger کسی دوست داشت بکونمش پارش کنم اما حال حصابی بهش بدم خوزستان زنگ بزنه 09393956387 said...

تاحالاباهرکی سکس داشتم بیشترهاشون گریه میکنن بعد 2دقیقه میگه بیا بکن دوس ندارم کسی رو اذیت کنم البته اگه بخواد یا نخوا داخل سکس با من توری میشه که بار دوم خودشاسرلاره میکنه باهرکی سکس کردم تا ارضاش نکردم ولش نمیکنم خوزستان 09393956387

7:37 AM  
Blogger کسی دوست داشت بکونمش پارش کنم اما حال حصابی بهش بدم خوزستان زنگ بزنه 09393956387 said...

تاحالاباهرکی سکس داشتم بیشترهاشون گریه میکنن بعد 2دقیقه میگه بیا بکن دوس ندارم کسی رو اذیت کنم البته اگه بخواد یا نخوا داخل سکس با من توری میشه که بار دوم خودشاسرلاره میکنه باهرکی سکس کردم تا ارضاش نکردم ولش نمیکنم خوزستان 09393956387

7:37 AM  
Anonymous ختنه نکردم said...

بهترین سایت سکسی وب زنده سراسر دنیا
(نیاز به فیلترشکن)
عضو شوید و لذت ببرید
Chaturbate

11:41 AM  

Post a Comment

<< Home